خبر مهم : شیرازیها برنده دعوای سه ساله با هرمزگا نی ها شدند...
بنا به شنیده های موثق در غایت بعد از سه سال دیشب شیرازیها روستاهای ساحلی شرق با گرفتن حکم قانونی برنده برهرمزگانیها چیره گشتند....
طی روزهای اخیروکلای تازه منتخب مردم ساحل نشین درجنوبی ترین اقلیم کشوربا نیت اطلاع رسان فراگیربه موکلین خویش برای دومین ویا سومین بار با اصحاب رسانه محلی به گپ و گفت نشستند که شیوه ای پسندیده و میمون بشمار میرود.
اما در سخنان یرادر عزیزمان جناب مراد ی بازهم حملات تند و تیز خود را متوجه نماینده عالی دولت در استان جناب استاندارجادری نمودند که برای برخی از اهالی رسانه و کنشگران سیاسی و اجتمایی بندرعباس به دلایل مختلف پنهان و پیدا قابل پیشبینی بود .
لیکن پیش از ورود به اصل موضوع یقینا این عزیزان جان از همه بهتر به این موضوع واقفند که تا پیش ازانتخابات هفتم اسفند ماه سال گذشته آقایان صرفا فعال سیاسی و اجتمایی محسوب و دارای شخصیتی حقیقی بودند اما هم اکنون با آراء مردم به مسئول سیاسی واجتمایی ارتقاء و ازشخصیتی حقوقی توامان بهره مند ند .
لذا با همین دلایل ساده از این مقطع به بعد قطعا مسئولین اجرایی و همچنین مدیران جراید و تحلیل گران مسائل سیاسی حوزه های انتخابیه به سخنان شما دوستان نماینده غوری عمیق خواهند داشت .
ولی قبل از تحلیل سخنان جناب مرادی باید متذکرگردیم که این بنده حقیراز سابقه دوستی بیش از پنجاه سال با خانواده محترم بویژه با اخوی بزرگترایشان برخوردارم.
باری بگذاریم و بگذریم نگارنده این مقاله (حعب) علیرغم اینکه سالهاست که در جریده های شهرمان به کنشگری اجتمایی مشغولیم لاجرم تا کنون یکبارهم جناب استاندار جادری را از نزدیک ندیده ام زیرا دربحث ما اشخاص مطرح نیستند اما میطلبد که بزرگان قوم هم درشیوه انتقادات خویش اعتدال و میانه روی پیشه نمایند که در قرآن به امت وسطی تعبیر گردیده است .
لاکن اینجانب چند باربا دقت و وسواس سخنان جناب مرادی وکیل عزیزشهرمان درکنفرانس مطبوعاتی اخیرشان رامطالعه نمودم معذلک با عنایت به جمیع جهات وپرهیز ازهر گونه پیشداوریهای شتابزده فرازهایی از انتقادات ایشان نسبت به استاندارجادری و سخنان دیگر نماینده شهرمان جناب هاشمی تختی در همین کنفرانس با مضمون حداقلی درمعرض دید همگان قرارمیدهیم و سپس اگر نیازی احساس گردید تحلیل خود را هم میگوییم تا افکار عمومی بدور ازهیجانات احساسی و آنی کمپلکسی ناظر باشند و نه داورالبته ناگفته هویداست که برابر قانون اساسی کشور وکلای مردم حق همه گونه تفحض از سازمانها و ادرات مختلف وسوال از مسئولین و همچنین دراظهار نظرحول و ذیل شرح وظایف نمایندگی خود را آزادانه دارند و هیچ ارگانی این حق مسلم را نمیتواند از آنان سلب نماید .
ابتدا سخنان و موضعگیریهای جناب مرادی عزیز:
الف- استاندارجادری باید یکسال قبل از هرمزگان میرفت .
ب- ایشان طی این مدت همواره استانداری ضعیف برای هرمزگان بوده وهستند .
ت- به والله این استاندار خوبی برای هرمزگان نبوده ونیست .
پ- استاندارجادری با خریدارمجتمع آلومنیوم المهدی بیشترین همکاری را داشته است .
ج- استاندار جادری ادعا دارد که بیشترین نیروی بومی را استخدام کرده است که البته این ادعا با واقعیت های میدانی مغایرت دارد.
چ- اگر استاندار قوی بومی بگذاریم برای استان منفغت بیشتروبهتری دارد .
ح- دردوران استانداری جابری تیمهای ورزشی شهرمان که وابسته به شهرداریها و شرکت های بزرگ اقتصادی بودند به دسته های پایین تر سقوط کردند.
خ- پیگیر موضوع ابطال انتخابات لنگه هم هستیم زیرا آقای زمزم نژاد فردی موجه هستند وآقای رکنی هم از ایشان حمایت میکنند و همینطور خیلی از شورا ها هم از زمزم حمایت میکنند.
د- چرا در استخدامها که به روش کشوری و سراسری انجام میشود جوانان تحصیلکرده بومی استان کمتر قبول میگردند که این هم از عدم کارایی جناب استاندار جادری است.
چرا برخی از وزرا بدون هماهنگی با استاندار مدیر کل های بعضا ضیف به استان می آیند
اما سخنان و موضعگیریهای همزمان جناب هاشمی تختی درهمان کنفرانس مطبوعاتی :
الف- بنده به این جمع بندی که استاندار برود نرسیده ام زیرا با توجه به پایان کار دولت فعلی (دهم) که حدود یکسال از عمر قانونی آن باقی مانده تعغیر استاندار در این مقطع زمانی به صلاح استان نمیدانم چونکه فرد جایگزین حد اقل بیش از شش ماه زمان نیاز دارد که با بخشها و مشکلات مختلف استان آشنا گردد.
ب- اینجانب معتقد به تعامل با نیروهای بالنده جهت پیشرفت متوازن در استان هستم که برموانع و مشکلات بازدارنده چیره گردیم .
پ- بنده بدنبال ماندن و یا رفتن کسی نیستم زیرا اعتقاد به پیشرفت اموررا با همدلی دارم .
ج- با مسئولین دولتی هیچگونه اختلاف و اصطکاکی نداریم و تنها پیشرفت روز افزون استان هرمزگان برایم اهمیت بالایی دارد.
چ- در مورد انتخابات بندر لنگه هم همه باید تابع قانون و تصمیم نهایی شورای محترم نگهبان باشیم زیرا ما در جایگاه و مرجع تایید و یا رد انتخابات شهرهای دیگرنیستیم .
اما یک مورد از سخنان جناب مرادی در مورد انتصاب جناب آقای دکترعلی کرمپور برادرجانبازعزیزمان بعنوان مدیرکل آموزش و پروش هرمزگان که ادعا دارند این انتصاب به مذاق سیاسی جناب استاندارجادری خوش نیامده وبا همین بهانه یکسال تحصیلی کامل قهر اداری و ازپذیرش و همچنین هرگونه همکاری با دکتر کرمپورامتناع ورزیده اند لذا چنانچه این ادعا درست باشد جناب آقای استاندار کار ناثوابی کرده و باید دلایل اقنایی عمل خویش را به دوستداران و فعالان حوزه فرهنگ هرمزگان ارائه نمایند.
اما در موارد واگذاری صنایع بزرگ به بخش خصوصی در کشورو دستورالعمل عدم تیمداری سازمانهای دولتی و وزارت خا نها ها طی روزهای آینده با مقالاتی تحلیلی روان و ساده حهت تنویر افکارعمومی برشته تحریر در خواهیم آورد.
پایان – باقی بقای یاران – بهار95- بندرگمبرون- یا بندر شاه عباس صفوی یاقوتی (حعب)
راستش انواع نخ و علف هرز بیرون می آید و با هربار خارج شدن با درد شدید در کره چشم مواجه شده و ناچار است این درد را تحمل کند.
خانواده این بانو بشدت نگران بوده و بدنبال این هستند تا با مراجعه به متخصص چشم این پدیده نادر و حیرت انگیز را معالجه کنند.
این بانوی جوان با بیان اینکه حدود 25 روز است با این مشکل دست و پنجه نرم می کنم گفت:حادثه زمانی اتفاق افتاد که ابتدا طرف راست چشمم دچار خارش شد و احساس کردم خاک تو چشمم فرو رفته اما رفته رفته با درد بسیار شدید از ناحیه راست سر مواجه شدم.
وی افزود:پس از درد شدید یک نوع علف خشکیده (قیلپین) به مدت 5 روز از چشم راستم بیرون می آمد و بعد از آن تاکنون شاهد خروج انواع نخ از این چشمم هستم.
این بانو که هنگام مصاحبه هم از درد شدید سر و چشمش در رنج بسر می برد اظهار کرد:بلافاصله برای رفع این معضل به پزشکان شهرستان مراجعه کرده و آزمایشات و سونوگرافی انجام دادیم اما پزشکان هیچ چیز مشاهده نکرده و تشخیص ندادند.
وی با بیان اینکه به محض ترک مکان از منزل و روستا تولید نخ در چشمم نیز متوقف می شود گفت:خارج از روستا با وضعیت عادی و بدون هیچ دردی و یا چیز دیگر می توانم با آرامش زندگی کنم اما در منزل مسکونی خود چشم راستم نخ تولید می کند.
"کاظم پارسا" شوهر این بانوی جوان که در شغل کارگری در تهران مشغول است به خبرنگار ارس تبار گفت:مراجعه به پزشکان متخصص کشور نیازمند امکانات مالی است و از آنجا که بنیه مالی ام ضعیف است از مسئولان استان و شهرستان می خواهم که با مساعدت و کمک به حل این مشکل بوجود آمده اقدام کنند.
با این حال تولید نخ و برخی از اشیاء از چشم این بانوی جوان تنها در خانه و روستای محل سکونت اتفاق می افتد اما بستگانش برای رهایی از وضعیت بوجود آمده مجبورند روزانه وی را به سایر روستاها انتقال داده تا همیشه مهمان خویشاوندان شود چرا که تغییر مکان باعث توقف تولید نخ در چشم او می شود.
به گزارش خبرآنلاین،کمیسیونهای شوراها و حقوقی و قضایی کمترین تعداد متقاضی را دارد و فقط 3 نماینده برای حضور در هر کدام از آنها نام نویسی کرده اند. دو نفر از نمایندگان متقاضی در هر یک از این کمیسیونها، از اعضای همین کمیسیونها در مجلس قبل هستند.
کمیسیون فرهنگی هم کم رونق است، در حالی فقط 4 نفر داوطلب عضویت در آن هستند که در مجلس نهم با حضور چهره های کلیدی تشکیل شده و در مورد رئیسش گمانه زنی های متعددی می شد. از حدادعادل تا مطهری و آقاتهرانی. در این دوره حداد و آقاتهرانی دیگر در مجلس نیستند و علی مطهری نیز دیگر قصد ندارد عضو کمیسیون فرهنگی باشد.
به دلیل مشابهت ترکیب مجلس دهم با مجلس ششم به نظر می رسید که کمیسیون اصل نود از کمیسیونهای پرطرفدار در این مجلس باشد اما فقط 7 نفر برای عضویت در آن اعلام آمادگی کرده اند که احتمال دارد همچون سه مجلس گذشته این کمیسیون کم فروغ باشد و دور از ذهن نیست که پورمختار بار دیگر رئیس کمیسیون اصل نود شود. علی لاریجانی در مجلس گذشته عضو کمیسیون اصل نود بود ولی از زمان ورودش به مجلس در دوره هشتم این گمانه وجود داشت که او عضو کمیسیون امنیت ملی خواهد شد و بالاخره این گمانه لباس حقیقت پوشید. البته او به دلیل ریاست مجلس نمی تواند رئیس کمیسیون امنیت ملی نیز باشد. اما به نظر می رسد که بروجردی این بار باید با جلالی برای ریاست این کمیسیون رقابت کند.
گفتنی است ترکیب کمیسیون آموزش بر خلاف مجلس نهم، دیگر در قبضه پایداری ها نیست و ترکیب آن به نفع اصلاح طلبان تغییر کرده است.
لازم به ذکر است هر کمیسیون می تواند بین 19 تا 23 عضو داشته باشد. اما در ترکیب پیش رو، هفت کمیسیون بیش از 23 داوطلب دارند که برخی از اعضای آن باید به سایر کمیسیون ها بروند. کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با 38 داوطلب رکورددار است. کمیسیون صنایع و معادن با 33 داوطلب، کمیسیون محبوب بعدی است. کمیسیون بودجه 31 داوطلب و کمیسیون انرژی 28 داوطلب دارد. برای هر کدام از کمیسیون های عمران و آموزش نیز 25 نماینده نام نوشته اند.
ترکیب داوطلبین کمیسونهای مجلس به شرح زیر است:
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||
کیلومترها از شهر و زندگی ماشینی که تنها برای بدست آوردن پول از صبح تا شب به اینور و آنور می دوی دور میشویم، به روستایی میرسیم که انسانهایی در آن زندگی میکنند در عین سادگی و بی آلایشی، آرامشی به تو میدهند که انگار سالها به این مکان تعلق داشتهایم.
به گزارش ایسنا، زندگی روستایی آرام و آهسته پیش میرود. زندگی روستا هنوز هم خالی از سر و صداست و فرسودهشدن از سختیها و هیاهوی زندگی شهرنشینی غایب همیشگی آن. در روستاست که شادیها و غمها تقسیم میشوند. آدمهای روستا به هم نزدیکترند و آنجاست که همسایه از حال همسایه خبر دارد.
آدمهایی که همیشه در جستجوی زندگی آرام و به دور از ازدحام شهرها هستند، تصویری شاعرانه از روستا در ذهن خود دارند و برای همین است که خیلی وقتها میگویند خوشا به حالت ای روستایی. روستایی خبر از بوقهای پی درپی ماشینها و هیاهوی شهرنشینی ندارد.
زندگی شهری اما نقطه مقابل روستاست و گذران زمان در شهر خود قصهای متفاوت از روستا دارد. زندگی شهری مهارت و فوت و فن خاص خود را طلب میکند. در شهرها انگار پایانی برای سر و صدا و هیاهو نیست. صدای خیابانها، ماشینها و آدمها آنقدر آزاردهنده است که گاهی به سرت میزند همه چیز را رها کنی و به کنجی دنج پناه ببری، البته اگر بتوان در شهرها جایی این چنین یافت. زندگی شهری، زندگی آرام و بیدغدغهای نیست.
آدمها در شهرها هر روز بیتفاوت از کنار یکدیگر میگذرند. ارتباطها در شهرها جزییاند و زود گذر. آدمها نسبت به هم بیتفاوتند و غرقشدن در شلوغی و هیاهوی شهرها مرگ صمیمیتها و عاطفههاست. شهر انگار که دنیای بیگانههاست.
در ماشینی که سوار هستیم به تابلویی می رسیم که مقصدمان را نشان می دهد، آری 15 کیلومتر از بندرعباس دور شدیم تا به کنخ روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بندرلنگه در استان هرمزگان برسیم برای پیدا کردن فردی که از مدتها پیش به دنبالش بودیم.
به تاریکی نزدیک میشویم، اما گرمای مردم روستا و مهمان نوازیشان روشنایی را در دل ما تلقین میکند. بوی نان محلی که بخار از رویشان بلند میشود را میتوان احساس کرد. بچههای قد و نیم قد که یکی یکی با نانی در دست از در خانهای بیرون میآیند.
در زندگی روستایی خورشتها(غذاها) مزه دیگری میهند و آدمی را به بیشتر خوردن وا میدارند. خوردن یک فنجان چای در روستا با شهر زمین تا آسمان فرق میکند!
گویند یکی از جذابترین صحنهها که آدمی باید ببیند آمدن و رفتن خورشید است که تنها در روستا میتوان نشست و با خیالی آسوده به آن نگاه کرد، اما در شهرها صبحها که از خواب بیدار میشویم، چشممان به ساختمانهای بلند بالایی میافتد که در روبرویمان ایستادهاند و حتی از تابیدن آفتاب به چهره خواب آلودمان هم جلوگیری میکنند. پسینها هم که اصلا متوجه نمیشویم کی خورشید غروب کرده است!
آدرس خانهای که قصد سفرمان بود را میپرسیم و روستاییان با رویی خندان مسیر را نشان میدهند تا به منزل مقصود میرسیم، در میان تعجب درخانه باز و اعضای خانه بدون آنکه از قبل هماهنگی صورت گرفته باشد، ما را در جمع خود میپذیرند و به گرمی استقبال میکنند.
از در خانه که وارد میشویم بچهها میدوند، دختران با لباس محلی در حال سرکشی به گوسفندان است و زنی دیگر در حال پخت نان است، اما صحنهای ما را مجذوب خود میکند، زمان بانگ اذان فرا رسیده و پیرزنی در گوشهای از حیاط بر روی گلیمی نشسته و با خدای خود راز و نیاز میکند، به طور حتم این همان فردی است که از مدتها پیش به دنبالش بودیم. از ساکنین منزل سوال میکنیم، همگی حدس ما را به یقین تبدیل کرده و با نام بردن "زینب پریزادی" دستها همگی به سمت او نشانه میروند. زینب قصه ما متولد اول مهرماه سال 1276 است، از روستا بردشکال بخش مرکزی شهرستان بندرلنگه و لقب پیرترین بانو هرمزگانی در قید حیات را یدک میکشد و در تمامی روستا همگی به ستایشش میپردازند، صبر میکنیم تا نمازش به پایان برسد و به کمک نوههایش گفت و گو را با او آغاز میکنیم.
وی با شیرینی گویش محلی ابتدا از زندگی خود و دوران کودکیاش میگوید: در کودکی پدر و مادرم را از دست دادم. پدرم را ندیدم و زمانی که فوت کرد خیلی کوچک بودم. با توجه به در بستر بودن مادرم، روزی به دلیل شغلی که داشتیم برای چراندن گوسفندها به کوه رفتیم و چهار تا پنج روزی را آنجا سپری کردم و زمانی که برگشتیم مادرم به رحمت خدا رفته بود و ضربه بزرگی به من وارد کرد.
پیرترین بانو هرمزگانی با بیان اینکه در خانوادهای مشتکل از پنج پسر و چهار دختر بزرگ شده است، ادامه میدهد: به وسیله حمایتهای برادرانم بزرگ شدیم و با یکی از فامیلهای دورم به نام "محمدعلی" که متولد هفتم فروردین سال 1270 در روستای گاومیری از حومه شهرستان بندرلنگه بود، ازدواج کردم و زندگی خوبی داشتیم و شغلمان همان دامداری بود و از این ازدواج چهار دختر به نامهای زینب، زلیخا، نسا و گوهر و یک پسر به نام احمد حاصل شد.
وی که فرزند پسرش را در سن پنجاه سالگی از دست داده است، از زندگی خوب و رضایت بخشش در روستا این طور گفت و افزود: زندگی کاملأ ساده و خوبی داشتیم و در آرامش زندگی میکردیم و از بودن کنار همسرم خوشحال بودم. تمامی فرآوردههای دامی خود را مصرف میکردیم و در طول این سالها هیچگاه بابت بیماری راهی بیمارستان نشدم.
زینب پیرزادی کشک، روغن، خرما و نان را غذاهای پرمصرف آن زمان خانوادهاش دانست و عنوان کرد: در گذشته به همراه خانواده در روستای بردشکال که در هفت کیلومتری روستای کنخ قرار دارد، زندگی میکردیم که روستایی کم جمعیت بود، اما آرامش مناسبی داشت.
وی علت مهاجرتش از روستای بردشکال به کنخ را فوت همسرش اعلام و ادامه داد: پس از فوت همسرم در هشتم اردیبهشت ماه سال 88 به دلیل بیماری عروقی و قلبی به منزل دخترم در روستای کنخ آمدم و از بودن در کنار فرزندان و نوههام بسیار خوشحالم.
پیرترین بانو هرمزگانی که هفت سالی است از درد کم بینایی رنج میبرد، به یک نکته جالب اشاره میکند و میگوید: تنها غذای مورد علاقهام کیک و نوشابه شیشهای است و به اندازه خوردن آن، غذای دیگری مرا خوشحال نمیکند، هرچند ساندویچ هم خوردنش لذت بخش است.
وی که هنوز هم مشغول دامداری است و تعدادی گوسفند در خانه دارد و روزها را با هدف گذراندن وقتش با آنها به شب میرساند، نماز را موجب آرامشش میداند و میافزاید: صبحها با بانگ اذان از خواب بیدار و سری به گوسفندها میزنم و سپس منتظر بانگ ظهر میمانم و پس از استراحت بازهم منتظر بانگ عصر میمانم، زیرا آرامشی که نماز و راز و نیاز با خدا به انسان میدهد، جایگزینی ندارد.
زینب گزارش ما که به دلیل درد کمر توان ایستادن ندارد و تمام وسایل مایحتاج زندگیاش در یک ظرف مسی کوچک جا میشود، گفت و گویش با ما را با این شعر به پایان می رساند:
در ازل چون دفتر شاهی قضا تقدیر کرد *** فر خجسته ذکر نام او سر دفتر گرفت
کرد عون دین پیغمبر به زخم تیغ تیز *** با جهان ملک عزدین پیغمبر گرفت
هر که روزی در بساط خرمش بنهاد پا *** دست او از بخت شاخ سبز بارآور گرفت
هر که از مهرش نهالی کاشت اندر باغ عمر *** باغ عمرش تازه ماند و آن نهالش برگرفت
شاه را مانست روز رزم در تف نبرد *** اندر آن ساعت که حیدر قلعه خیبر گرفت
برخلاف شهرنشینان که سعی میکنند کالاهای لوکس و ماشینهای خود را به رخ هم بکشانند تا این دارندگی و برازندگی برایشان شأن و شخصیت مجازی دست و پا کند، یک انسان ساده روستایی مانند زینب قصه ما تمامی زندگی خود را در کنار فرزندانش و راز و نیاز با خدای خود میداند!
به گزارش ایسنا، در عین صمیمت اهالی خانه گفت و گوی خود را با این بانوی هرمزگانی به پایان میرسانیم و پس از صرف شامی که در عین سادگی شاید هزینهاش به 10 هزار تومان هم نمیرسید، اما در کنار هم بودنش شاید به صرف یک غذا در هتل لوکس پنج ستاره هم میارزید، سوار بر ماشین عزم به برگشتن به بندرعباس کردیم، اما نکتهای که در مسیر برگشت مرا منقلب میکند، این است که روستانشینان وارونه رفتار شهری ها هنوز هم آیینها و سنتهای پیشینیان را پاس میدارند. هنوز هم تا بزرگتر بر سر سفره ننشیند، کسی نمینشیند. هنوز هم فرزندان در پیشگاه پدر و مادر پایشان را دراز نمیکنند. هنوز هم به گویش اجداد خود سخن میگویند و مانند شهریها از سخن گفتن به گویش اجدادشان خود شرم نمیکنند ! روستانشینان هنوز هم از همان پوشش (لباس) های ایرانی بهره میبرند و بدان مینازند. روستانشینان ساده دل و راستگویند و برای بدست آوردن روزی خود دست به فریب دیگران و دروغ گفتن نمیزنند. به عنوان یک شهرنشین که زندگی روستایی را بیشتر دوست دارم به روستانشینان میهن خود پیشنهاد میکنم هرگز آرامشی که در روستاها در کنار آنان است را با دلهره و اعصاب خوردی و شتاب کاری و سر و صدای شهری عوض نکنند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی، متن کامل دلنوشته ایشان بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ (سوره الاعراف، آیه 199)
گذشت پيشه كن، و به [كار] پسنديده فرمان ده، و از نادانان رُخ برتاب
مردم عزیز ایران، سلام!
سال نو بر شما مبارک
سال94 ، سال شما بود
سال شما که به حق امّت وسط هستید
سال شما که به همه درس اعتدال دادید
هم به دشمنان خارجی
هم به بدخواهان داخلی!
****
سال 94، سال شما بود
که هم با برجام
به دنیا گفتید
در پی تعامل هستید
و از جنگ گریزانید
و هم با رأی خود
نشان دادید
که "روحانیت، بی مردم"
همچون پر کاهی
حتی
توان حفظ خود
را هم نمی یابد!.
****
مردم عزیزم!
اکنون شما در جایگاه
استادی نشسته اید
همچون خمینی کبیر،
که مردم را رهبر خود می دانست
ما نیز در سال 94
در کلاس درس شما نشستیم.
و به قلب خود فهمیدیم
گذشت شما را،
از خطاهای گذشته
و حمایتهای ناصواب .
و به گوش خود شنیدیم
فریاد شما را
در وادار کردن
به پذیرش «اعتدال» و برجام.
و به چشم خود دیدیم
روی برگرداندن
معنادارتان را از جاهلان افراطی
در . انتخابات 94
****
پارسال برایتان نوشتم
چه من باشم یا نباشم
فردا از آن شماست!
و امروز در نوروز پیش رو
قلبم عین دریا روشن است
و گواهی می دهد که:
سال 95 هم،
سال شماست.
تا روز به روز
در سایه حضورتان
دایره تنگ افراطی ها
تنگ تر
و گشایش
پنجره اعتدال
فراخ تر گردد.
****
همچون شاگردی
در مقابل استاد
همت و آگاهی شما
را می ستایم
و تعظیمش می کنم
و همچون گذشته می گویم
اگر آبرویی دارم
از شماست
و همیشه آماده ام
در طبق اخلاص
پیشکش
مرام و معرفت شما کنم.
انشاءالله باشم
و روزهای پررونق تان
را ببینم.
اکبر هاشمی رفسنجانی
26 اسفندماه
چه افسانه زیبایی، زیباتر از واقعیت! راستی مگر هرگز کسی احساس نمی کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است مسلما بهار نخستین فصل، فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است.
هرگز خدا جهان و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است .مسلما اولین روز بهار، سبزه ها روئیدن آغاز کرده اند و رود ها رفتن و شکوفه ها سرزدن و جوانه ها شکفتن، یعنی نوروز .
نوروز تجدید خاطره بزرگی است ؛خاطره ی خویشاوندی انسان با طبیعت هر سال، این فرزند فراموشکار -که سرگرم کارهای مصنوعی ساخته های پیچیده خود - مادر خویش را از یاد می برد با یاد آوری های وسوسه آمیز نوروز ، به دامن وی باز می گردد و با او این باز گشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد.
فرزند در دامن مادر ، خود را باز می یابد و مادر در کنار فرزند ،چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریاد شادی می کشد جوان می شود حیات دوباره می گیرد با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود .
نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها، درهای بسته، فضاهای خفه ،لای دیوارهای بلند و نزدیک شهر ها وخانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه ی طبیعت می کشاند.
گرم از بهار، روشن از آفتاب، لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنر مندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از باران؛ بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، بران خورده پاک... .
پاینده باد ایران
|
|
این آمار قطعی و رسمی نیست.
حسین هاشمی تختی 177826
احمد مرادی 136935
محمد آشوری 127369
منصور آرامی 99168
ابوالقاسم جراره 57763
مهران شاهی 41932
مهدی ملاحی 35532
جهانگیر بشکار 27543
موسی مولاپرست 26832
علی سلیمانی 23604
احمد نوحه گر 15490
مهدیه دهقانی 15078
زیبا اقبالی 14217
علی اکبر ارجمندمنش 6157
مهدی شهامتی 5511
بهرام زاهدی 4695
محمدیاسین یزدانی 4658
محمد مالکی زاده 4473
محمد سالاری 3141
محمدصادق افتتاحی 1985
پایان رقابت شروع رفاقت
پس گذشت حدود چندین روز از برگزاری دو انتخابات مهم درکل کشورهم اینک با فروکش کردن گرد و غبار های آن دو ماراتن سنگین سیاسی واجتمایی شاید بهتر بتوان به تحلیل ابعاد گونا گون آن پرداخت اما پیش ازورود به اصل مطلب باید گفت که پیروز واقعی مردم نجیب کل کشور بودند لیکن بعد از این مهم باید اذعان نمود که به باور اکثریت ملت همه کاندیداهای محترم که خود را در معرض آزمون کاربردی مردم قرار دادند همه آن عزیزان هم بنوعی نمره قبولی گرفتند و به همراه مردم پیروز واقعی انتخابات هستند.
و لذا نباید خدای ناخواسته احدی ازسمپات های کاندیدا های پیروز به آن دوستان محترم و یا به طرفدارانشان با ایماء و طعنه موجب رنجش خاطر آنان گردند زیرا همانطور که از عنوان انتخابات پیداست صحنه رقابت بوده است .
ولی گاها هم متاسفانه اندک افراد ناآگاه به مسائل سیاسی و اجتمایی در کوران انتخابات ویا پس از پایان آن با گفتارمغرضانه وبا اعمال ناشایست خود موجب ایجاد کینه و گسست اجتمایی میگردند که این ناهنجاری های بعد از هر انتخاباتی با همکاری صادقانه و تذکر بموقع بزرگتران و با تجربه های سایرستاد ها براحتی میتوان کنترل و به سمت و سوی صلح و صفا واخلاق مداری هدایت نمود .
اما انتخاب مردم حوزه انتخاباتی بندرعباس و توابع مثل سایر شهرهای درجه دو مملکت بیشترحول محور قومی و فامیلی و احساسی دورمیزد لذا همه میدانیم که این فاکتورها با مولفه های واقعی عالم انتخابات منافات دارد زیرا پرداختن به مسائل و مشکلات ریز و درشت مردم و ارائه راه حل برای آنها به افراد خبره و کارکشته نیاز دارد و امیدواریم که با رشد سیاسی و اجتمایی آحاد ملت و توسعه کمی و کیفی احزاب در کل کشورانتخاباتی فراتر از ثایل و قوم گرایی داشته باشیم.
وهمچنین تذکری به دوستان منتخب شاید خالی از لطف نباشد و آن اینکه شش دانگ حواسشان به برخی از وسواسان خناس و افراد معلوم الحالی که مشکلات گوناگون اداری و اقتصادی و.... دارند لیکن به تجربه ثابت گردیده که این گونه افراد همیشه و بعد از همه انتخابات صرفا جهت سوء استفاده های نامیمون و کلان از موقعیت تازه منتخبین ملت گرد آنان جمع میگردند ؟ .
اما توقعات موکلین از تازه وکلای حوزه های انتخابیه
حتما موکلین شما چه کسانی به شما و یا به سایر رقبا رآی داده اند توقعات معقولی در همه امورات مثل رفاه اقتصادی واجتمایی وفرهنگی دارند لاکن از همه مهمتر با تلاش وافر شما دوستان تازه نماینده باید زمینه های ایجاد وحدت وهمدلی هر چه بیشتر در جامعه ایجاد گشته و همچنین از سویی دیگر با عملکرد زیبا و رعایت عدالت بین همه موکلین در شهرها و بخش های مختلف دور و نزدیک و بدور از هر گونه حب و بغض موجب رفع کدورتهای سیاسی و اجتمایی و انتخاباتی نامطلوب گذشته گردید زیرا که با اتحاد و همدلی عمومی به شرط داشتن اراده قوی و عزمی جزم میتوان به این مهم نائل گردید.
و کل جامعه از آن بهره مند خواهند گردید لاجرم رجاء واثق داریم که وکلای محترم ما هرگز به روزمرگی نیفتاده وبا تعریف استراتژی واحد بین همدیگر همه پتانسیل خویش را جهت حل مشکلات عدیده زیربنایی استان بویژه هم اینک که دولت و نظام نیت توسعه صنعتی منطقه مکران که بیش از هفتاد درصد در هرمزگان واقع گردیده در جهت حل مشکلات بیکاری جوانان استان استفاده نمود .
پایان قسمت اول - بندر گمبرون - ( حعب ) آخر اسفند 94
مردم به تعغیرات رای دادند
جمله فوق با مضموم متعلق به تازه منتخب حوزه انتخابیه بندرعباس و توابع جناب مرادی
میباشد و ایشان همچنین اضافه نموده
اند که وکیل منتخب مردم باید خارج از مسائل سیاسی بدنبال رفع مشکلات مردم
خویش باشند که البته همانطوری که جناب مرادی فرموده اند این موضوع همواره
از بدیعیات اولیه کار یک نماینده میباشد و مطلب تازه ای نیست.
لیکن جهت اطلاع دوست و هم محله ای قدیمی عزیزمان جناب مرادی باید گفت
که هر نماینده ای با عنایت به جناح بندی های موجود در سطح کشور حتما
درای تفکرات سیاسی خاص خویش میباشد و شاید همانطوریکه فرموده اید شما از این قاعده مستثنی باشید زیرا ادعای مستقل بودن یک نماینده شاید فقط در کشورهای جهان سومی مثل ما در برخی از بزنگاهای مقطعی مصلحت انگاشته شود چونکه برگزاری انتخابات به این شیوه نوین عمری کمتر از دو قرن دارد و حاصل گذر مردم قاره کوچک و سر سبز اروپا از قرون وسطی و رسیدن به رنسانس فرهنگی و صنعتی و پایان دادن به حکومتهای استبدادی و ملوک الطوایفی ... از طریق دخالت دادن مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتمایی خویش که بواسطه احزاب صورت میپذیرد .
یا به دیگر سخن بار اصلی انتخابات هم در ارائه برنامه های مدون به مردم و هم به کاندیدا تورهای مورد تایید خود و همچنین در کمک کردن به مردم جهت انتخاب اصلح نقش بی بدیلی بر عهده دارند لذا در یک کلام میتوان به جرات گفت که کل جریان انتخابات در جوامع پیشرفته حول محور احزاب گوناگون فراگیر دور میزند که حاصل تفکر اندیشمندان خیر خواه جهانی است .
زیرا در همه ادیان آسمانی توحیدی مثل دین عزیز اسلام ما و همچنین در مسیحیت و یهودیت و حتی در ادیان قدیمی غیر توحیدی عهد عتیق هم اصل انتخاب بر اساس انتخاب خبرگان قوم و بیعت کردن عموم مردم با تصمیم بزرگان و ریش سفیدان خویش استوار بوده لذا با این توضیحات طولانی نیت آنرا داشتیم که بگوییم چنانچه نماینده منتخب هر حوزه ای اگر نیمچه گرایشی هم به یکی از احزاب رسمی کشور داشته باشد زشت نیست بلکه زینت و ازمحسنات یک نماینده بشمار میرود که از پشتوانه فکری و برنامه های مختلف مدون کارشناسی و کاربردی احزاب برخوردار است و تصمیم و آراء این سری از نمایندگان همواره با منافع منطقه ای و ملی سازگاری بهتری دارد.
لاجرم حضرتعالی از همه کس بهتر میدانید که دوستان سیاسی مختلف خودمان در
تهران و شهرهای بزرگ آرآء لازم جهت بدست آوردن کرسی های سبزرنگ بهارستان
را کسب ننمودند لاکن درشهرهای درجه دو مثل حوزهای انتخابیه بندرعباس و
توابع با عنایت به بافت گوناگون جمعیتی و قومی و مذهبی ساکن در این مناطق ساحلی
کشور بویژه مرکز آن بندرعباس که بزرگترین بندرگاه مملکت هم بشمار میرود
برگزیدن نمایندگان جناح های مختلف از سوی مردم این دیار تازگی ندارد.
و در اکثر دوره های پیشین انتخابات مجلس هم در منطقه ما چنین اتفاقاتی افتاده است.
البته ناگفته هویداست که کاندیداهای یک جناح خاص به دلایلی که درحوصله
این مقاله نمی گنجد یا احراز و یا هم تایید صلاحیت نگشتند لذا بازی بین دوستان اصول گرای خودمان اعم از کندرو
ومیانه رو و تند رو در جریان بود .
لیکن حتما هم با برگزاری همین مینی ماراتن انتخاباتی کاندیدا های محترم به مسائل
خرد و درشت جامعه دیدگاهای خاص خود را داشتند البته اگر با دید سیاسی و
انتخاباتی حرفه ای و خارج از آراء عددی افراد به آنالیز این کار زار
بپردازیم یقینا کسی که توانسته با درایت و کیاست منحصر به فرد خویش مانع
از ریزش آراء خود به مدت دوازده سال متوالی گردد و حتی همواره طی این
سنوات متمادی با رشد آراء هم مواجه گردد قطعا وی در این مکاره بازار
انتخابات در جهان سوم که از احزاب ریشه دار که بالهای انتخابات محسوب
میشوند خبر آنچنانی نیست پیروز اول محسوب میگردد معذلک با این توضیح مختصر که یقینا در دکترین برخی از نمایندگان پر تجربه شهر و استانمان نوکری کردن مردم اولی یا دومی و سومی محلی از اعراب ندارد .
لاجرم تجربه ناموفق یکی از وکلای جوان شهرمان که با موضعگیری های غیر همدل با سایر
نمایندگان حوزه انتخابیه و استان و با براه انداختن دعواهای جناحی غیر
ضروری با دولت مردان حاکم تدبیر و امید که این متد کار خود سم مهلکی
برای منطقه محروم هرمزگان بود که در غایت هم رهاوردی جز به هدر دادن فرصت های طلایی
ارمغانی نداشت و مردم حوزه های انتخابیه هم تا ابد چک سفید امظاء به هیچ
کسی نداده و دگر هم نمیدهند .
لاکن شاید مردم با آرزوهای منطقی و مقدس گوناگون اقتصادی و اشتغال
جوانانشان دراین برهه خاص از زمان که کشور به دلایل پنهان و پیدای
استعمار گران این خفاشان شب پرست تیره بخت و همچنین به دلیل عدم درایت و مدیریت
دینامیک و پویای دولتمردان سابق که حضرتعالی هم آخرین فرماندار همان دولت
بودید به دلایلی که بر ما مردم پوشیده مانده است توسط مدیران ارشد دولت فعلی تعویض گردیدید که صد البته آمدن و رفتن مسئولین امری رایج و پذیرفته شده در عرف کاری و اداری است .
لاکن شاید مردم کوچه
و بازار در کوران داغ ایام انتخابات زیر بمباران انواع سیگنالها و بعضا
ادرسهای اشتباه درگزینش افراد اصلح دچار سردرگمی شوند ولی یقین داریم
که در اولین فرصت ممکن اشتباه خویش بنحو معناداری جبران خواهند
نمود اما نکته مهمی که باید تذکر داده شود این مورد است که به دلیل عدم گذشت زمان و هنوز گرد و غبار ناشی از انتخابات مهم هفتم اسفند ماه نود و چهار در فضای عمومی شهر مشاهده میگردد نباید برخی از دوستان پیروز شمشیر را از رو بسته و نماینده عالی دولت و سایر مسئولین را به عدم کفایت کاری متهم نمایند که خدای ناخواسته تدایی نویی انتقام گیری زودرس از این موضع گیریها تعبیر شود.
معذلک رجاء واثق داریم که شما وحاج هاشم عزیز از تجارب گراسنگ جناب آقای
دکتر اشوری بزرگوار که به حق از السابقون استان وجزء معدود نمایندگان پر
تجربه هیئت ریئسه دوران اخیر مجلس شورای اسلامی بشمار میروند در جهت پیشبرد اهداف کلان و متوازن در کل استان استفاده خواهید نمود . و اگر چنین شود ما مردم هرمزگان نشین همیشه قدردان خدمتگزاران واقعی خویش هستیم .
پایان باقی بقای یاران نیمه اسفند ماه نود و
چهار بندرگمبرون....(حعب)

آخرین نتایج انتخابات در استان هرمزگان . اما لازم به توضیح است که اصلاح طلبان از آقایان دکتر آشوری و هاشمی که از اصولگرایان معتدل بشمار میروند حمایت رسمی نمود ندو تنها مرادی آخرین فرماندار دولت احمدی نژاد بودند..
این روزها که ملت سلحشورایران خود را برای انتخابات دهمین دوره مجلس زیرا درهمه کشورها ی
دارای دومکراسی تفکیک قوای سه گانه مجریه و مقننه و قضاییه حکمفرماست که
در واقع کار اصلی و اساسی نمایندگان بررسی لوایح و طرح های مختلف در صحن
علنی مجلس میباشد که پس از تایید شورای محترم نگهبان قانون اساسی به
قانون تبدیل گشته و جهت اجرا به دولت اعلام میگردد وکار بعدی نمایندگان
مجلس در کشورما انتقال درد و آلام و مشکلات حوزه های انتخابیه خود به
مسئولین وزارت خانه ها و پی گیری تا حاصل نتیجه که با عنایت به محدودیت
بودجه دولتها و پهناور بودن حوزه های انتخابیه معذلک نماینده ای که
توانسته دو دور یا بیشتر آرا مردم جهت نمایندگی مجلس را دریک حوزه
انتخابیه بدست آورد یقین داشته باشیم که حاصل برآیند شخصیت بالا
وتوانایی های ذاتی اوست .
که با این همه مشکلات طاقت فرسا رضایت حداقلی
عموم مردم شهرهای خود تکرار نماید .
باری چنانچه منطور دوستان همیشه بهانه گیر جناب دکتر آشوری باشند آنانرا
به رعایت تقوا الهی و اخروی و بینش بهتر سیاسی و اجتمایی دعوت مینماییم
زیرا رفتن به مجلس به هر قیمت در عالم سیاست ماکیاولیزیم نام دارد که با
آموزه های سیاسی و الهی دین وآیین مغایرت اساسی دارند اما لازم است توجه
این دوستان را به خلاصه واهم کارهای ماندگار درحافظه مردم وفاداربه جناب
دکتر آشوری در این سنوات نمایندگی را جلب نماییم زیرا شرح خدمات ریز
ایشان از حوصله این نوشتار خارج میباشد 1.
- اگر به یاد داشته باشیم به
جرات میتوان ادعا نمود که همه ما هرمزگانی ها درده های قبل بنوعی عزادار
جاده های تنگ و باریک بندرعباس به سیرجان وبندربه میناب بودیم که به
جاده های مرگ معروف بودند و روزی نبود که دراثر تصادف عده ای ازهموطنان و
هم استانی های عزیز ما اعم از زن و مرد و پیر و جوان در این جاده های
مخوف پرونده حیات آنان برای ابد بسته میشد 2-
اختصاص دو درصد از محل فروش نفت و گاز به درآمد های استان ما که همین
درآمد زایی که حاصل تفکر و پی گیری هشت ساله ایشان در مجلس میباشد با
بودجه سنواتی استان برابری مینماید که چند باردر اثر مخالفت یا حسادت
نمایندگان سایر استانهای کشور به تصویب نمیرسید و از دستور کار خارج
میگردید.
3- بکارگیری فرمول فوق حهت اختصاص بودجه از منابع دولتی و ... به
شهرداری های مناطق و استانهای محروم نظیر هرمزگان که تصویب همین بودجه
گاها از درآمدهای شهرداریهی استان هم بالاتر میباشد که در سالهای اخیر
شاهد رشد و توسعه متوازن شهرهای استان بویژه مرکز آن بندرعباس هستیم.
4- بازسازی همه مدارس فرسوده در سطح استان که صرفا با طرح و پی گیری و
مدیریت پویای معظم له اتفاق افتاده است .
5- اسرار بر تخصیص هفتاد درصدی سهمیه استخدامی برای جوانان تحصیلکرده
بومی هرمزگان البته لازم به توضیح است که در دکترین و استراتژی جناب دکتر
آشوری به هیچ وجه ایشان به دنبال کوبیدن بر طبل تو خالی وگوشخراش و ایجاد
حساسیت کاذب وغیر منطقی عدم بکار گیری جوانان غیرهرمزگانی ساکن چندین
ساله این دیارنبوده و نیستند .
6- با پی گیری و مدیریت ایشان چهار کارخانه صنعت فولاد و همچنین
دوپالایشگاه نفت درغرب شهرستان بندرعباس تاسیس گردیده که موجب اشتغال
دائم و ثابت عده کثیری از جوانان هرمزگانی شده است .
7- با عنایت به جایگاه رفیع ومنحصر به فرد جناب دکتر آشوری در هیئت ریئسه
مجلس و لابی ایشان در سطح بالای کشورتوانسته اند بیش ازنیمی از مدیرت
عالی و کلان ادارات اصلی و کارخانه جات استان را به جوانان تحصیلکرده
هرمزگانی بسپارند .
8- و در آخر کلام جلوگیری قاطعانه جناب دکتر آشوری از جدایی قسمت هایی از
غرب استان البته با همکاری بی دریغ حضرت آیت الله نعیم آبادی نماینده
محترم ولی فقیه در استان و امام جمعه بندرعباس که هم اکنون هم ایشان
کاندیداتورمجلس خبرگان از حوزه هرمزگان میباشند و همچنین با همکاری های
سازنده سایر نمایندگان نظیرجناب آرامی و نماینده های شهرستانهای بندرلنگه
و میناب .
و به سر انجام رساندن ده ها کار و تصمیمات خرد و درشت مبارک دیگر در
استان علیرغم این موضوع مهم که ما هرمزگانی ها با همه ادعاهای بادکنکی
مان به غیر از جناب آقای دکتر محمد آشوری زبان گویا و برنده ای دیگر در
سطح تصمیم گیری کلان مملکتی به والله قسم نداریم و میطلبد که قدردان اندک
داشته های خویش باشیم.
لاجرم به شرط حیات در شماره های آینده جهت تنویر افکار عموم مردم حوزه
های انتخابی موضع سیاسی برخی از دوستان کاندیداتورها و نماینده ای که جز
چوب لای چرخ دولت گذاشتن را نداشته را به زبان ساده برای شما عزیزان
توضیح مبسوط خواهیم داد .
پایان باقی بقای یاران بندر گمبروناسفند 94
حعب
|
والنتاین غربی یا "سپندارمذگان ایرانی در حالی که در فرهنگ پارسیان باستان به گواهی تاریخ وحتی گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و اما روز والنتین یا والنتاین، (روز عشاق و یا روز عشقورزی) عیدی در روز که در دوران محکومیتش اتفاقی که روی داد این بود یکی از زندانبانان، دختری نابینا داشت ولی جای تاسف بسیا ر است که سپندارمذ این آیین پر از مهر
ب- در اين روز، زنان به شوهران خود با محبت هديه ميدادند - معذلک با همه این نامهربانی هایی که با این جشن بزرگ |
پایان باقی بقای یاران – زمستان نود و چهار (حعب)
سخنان فوق مربوط به جناب آقای قاسم جراره یکی ازسه نماینده محترم مردم بندرعباس و حوزه های تابعه آن در مجلس شورای اسلامی میباشد که خوشبختانه عنوان جوانترین نماینده این دوره مجلس (نهم) به ایشان تعلق دارد. اما جناب جراره بعد از سه سال و اندی از سپری شدن وکالت مردم این خطه از کشور هم اینک احتمالا با آنالیز دقیق علمی آکادمیک و تحقیقات کاربردی ازتعداد کنسرت های برگزار شده درشهرستان بندرعباس مرکز استان طی سنوات اخیر سخت حساس و بر آشفته شده اند یحتمل حضرت ایشان در این برهه خاص از زمان به موضوعی بزرگ پی برده که فی البداهه به یک منتقد سیاسی و اجتمایی تمام عیارتبدیل گشته ا ند
لاجرم انتقاد جناب وکیل جراره جای بسی سئوال در اذهان خیل عظیمی از دوستان باقی گذاشته زیرا توقع میرفت که افق دید نمایندگان و سایر مسئولین تصمیم ساز استانی ما باید خیلی بلند تر و وسیع تر ازاین سطح باشد که به اجرای یک یا چند برنامه مفرح هنری ویژه جوانان که با مجوزقانونی وبا حضور محسوس و غیر محسوس نیروهای انتظامی و امنیتی وسپردن تعهدات لازم و با رعایت همه جوانب کار همراه بوده به یکباره اینچنین حساسیت نشان داده اند.
ای کاش بهتر بود که جناب آقای جراره وکیل محترم به جای انتقاد یکطرفه بفرمایند که جهت پر کردن اوقات فراغت مردم بویژه جوانان شهرمان طی این دوره نمایندگی خودشان در مجلس تا کنون چه طرح های جاذب و بدیع که مناسب حال جوانان بوده ارائه وپیگیری و به سرانجام مقصود رسانیده اند ؟ ...
لذا با همین دلایل باید صادقانه از ایشان پرسید که گذشته از معضلات عدیده اقتصادی و مالی روز مره آحاد مردم آیا توانسته اید مشکلات جوانا ن را از امور فرهنگی و تحصیلی گرفته تا اشتغال و ازدواج و مسکن و.... با همفکری سایر نمایندگان شهرمان وهمچنین با تعامل سازنده با مسئولین اجرایی کشوری و استانی حل نمایید ؟
و اما برادر بزرگواربیاییم به زبان عامیانه تر باهم گپ بزنیم اولا که مشتریان عمده این کنسرتها همیشه طیف های جوانان مجرد یا متاهل تحصلکرده عمدتا شهری می باشند لذا باید بپذیریم که اگر مانع برگزاری همین تعداد انگشت شمار کنسرت ها ی ساده هم شوید به نظر شما چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ یقین داشته باشید که اوقات فراغت خود را درمحافل دیگر ازجمله ............ سپری خواهند نمود و اتفاق نامیمون بعدی هم شاهد صف طویل رفتن جوانان جهت دیدن کنسرت های ایرانی که توسط خوانندگان فراری لس آنجلس نشین به بندر امارات عربی دبی و آلتالیا ترکیه خواهیم بود و در آن کشورها تنها دیدن یک کنسرت ساده مثل کنسرت های سالن شهید آوینی نیست و قطعا باز خورد نهایی آن علاوه بر آسیب ها اجتمایی و ناهنجاری های اخلاقی غیرقابل پیش بینی همرا با آن هم کلی ارز از مملکت خارج و با دست خودمان کار و رونق اقتصادی به آن کشورها تقدیم خواهیم نمود .
اما برادرعزیزجناب جراره وکیل محترم مردم ساحل نشین جنوب کشور حضرتعالی به دلیل بهره مندی ازجایگاه رفیع نمایندگی به خیلی از مسائل و معضلات خرد و درشت مملکت در همه امورات اقتصادی و اجتمایی و همچنین امور سیاسی و فرهنگی و اطلاعاتی و امنیتی داخلی و بین المللی اشرافیت دارید لاجرم با یک چرتکه انداختن و حساب سود و زیان عقیدتی سیاسی و مالی آنوقت خواهیم فهمید که به لحاظ شرعی و ملی و اخلاقی کدامین روش اولویت دارد.
لاجرم با عنایت به انتقادات متعدد اخیر جنابعالی که حق قانونی و در حوزه اختیار نمایندگی شماست و قانون هم این حق را برای نمایندگان به رسمیت شناخته است که در همه امور و مشکلات حوزه انتخابیه خویش اظهارنظر وهمزمان هم ارائه طریق نمایند و هیچ کدام از مسئولین اجرایی هم نباید خود را عزیزدردانه مقامات مافوق تصور نمایند و از تذکرات دلسوزانه نمایندگان مردم رنجیده خاطر گردند.
اما بگذاریم و بگذریم لاکن از همان ابتدای شروع بکار مجلس محترم در دوره فعلی شما ضمن حفظ اصول و رعایت مصا لح فکری گروه سیاسی خویش که یقینا به منفیست آن تعلق خاطر خاص دارید و هیچ اشکالی هم بر شما وارد نیست زیرا یک وکیل موفق فردی است که از پشتوانه محکم حزب و یا تشکیلات خاص سیاسی برخوردار و حمایت های گوناگون گردد زیرا این یک اصل و قانون جهان شمول در امور سیاسی بشمار میرود.
ولی به نظر این بنده حقیر و عده ای از دوستان دیگر بهترآن بود که همزمان هم جهت استیفاء هر چه بیشتر حقوق موکلانتان در همه زمینه ها با همدلی و همراهی و تشریک مساعی با سایرنمایندگان شهرمان مثل خیلی از نمایندگان دیگر استانها ید واحده میگردیدید زیرا به اعتبار گفته های خیلی از دوستان پر سابقه در امور نمایندگی در مجالس شورای اسلامی دوره های مختلف از همه گروه ها و دسته جات مختلف سیاسی به (( عنوان تمثیل نقل میکنند که نمایندگان کلان شهری مثل اصفهان از چپ ترین نماینده تا راست ترین یا به قول سیاسیون امروزی از اصول گراترین تا اصلاح طلب نرین آنان در هنگام چانه زنی در گرفتن انواع بودجه و بردن طرح ها و امکانات کلان اقتصادی به اصفهان اختلافات سلیقه ای و جنجالهای سیاسی خویش کنار گذاشته و به قول معروف در بلعیدن منابع استانهای محروم از یکدیگر سبقت هم میگیرند و دیگر مسائل سیاسی گروهی و جناحی در تفکر آنان محلی از اعراب ندارد )) .
در آخرچنانچه برادر عزیزیمان جناب جراره ما را قابل دانسته جهت تنویر افکار عمومی فرامایشاتی بفرمایند خوشحال گشته و حتما به مثابه فیبتبعون احسنه از سخن برتر و بهتر تبعیت خواهیم نمود....انشاالله
پایان باقی بقای یاران
خرداد ماه 94 - بندرگامبرون.... یا بندر شاه عباس طاغوتی هم یاقوتی
حعب
انتخابات دهم مجلس و اهمیت آن در این برهه خاص از زمان....
جمله فوق با مضموم متعلق به تازه منتخب حوزه انتخابیه بندرعباس و توابع جناب مرادی
اخرین فرماندار دولت محمود احمدی نژاد میباشد وایشان همچنین اضافه نموده
اند که وکیل منتخب مردم باید خارج از مسائل سیاسی بدنبال رفع مشکلات مردم
خویش باشند که البته همانطوری که جناب مرادی فرموده اند این موضوع همواره
از بدیعیات اولیه کار یک نماینده میباشد و مطلب تازه ای نیست.
لیکن جهت اطلاع دوست و هم محله ای قدیمی عزیزمان جناب مرادی عزیزباید گفت
که هر نماینده ای با عنایت به جناح بندی های موجود در سطح کشور حتما
دارای تفکرات سیاسی خاص خویش میباشد ویقینا شما هم از این قاعده مستثنی
نخواهید بود.
لاجرم حضرتعالی از همه کس بهتر میدانید که دوستان سیاسی مختلف شما در
تهران و شهرهای بزرگ آرآء لازم جهت بدست آوردن کرسی های سبزرنگ بهارستان
را کسب ننمودند لاکن درشهرهای درجه دو مثل حوزهای انتخابیه بندرعباس و
توابع با عنایت به بافت گوناگون جمعیتی و قومی ساکن در این مناطق ساحلی
کشور بویژه مرکز آن بندعباس که بزرگترین بندرگاه مملکت هم بشمار میرود
برگزیدن نمایندگان جناح های مختلف از سوی مردم این دیار تازگی ندارد.
و در همه دوره های انتخابات مجلس در منطقه ما چنین اتفاق افتاده است.
البته ناگفته هویداست که کاندیداهای یک جناح خاص به دلایلی که درحوصله
این مقاله نمی گنجد یا احراز ویا هم تایید صلاحیت نگشتند لذابه جرات
میتوان ادعا نمود که بازی بین دوستان اصول گرای خودمان اعم از کندرو
ومیانه رو و تند رو در جریان بود .
لیکن حتما هم در همین مینی ماراتن انتخاباتی کاندیدا های محترم به مسائل
خرد و درشت جامعه دیدگاهای خاص خود داشتند البته اگر با دید سیاسی و
انتخاباتی حرفه ای و خارج از آراء عددی افراد به آنالیز این کار زار
بپردازیم یقینا کسی که توانسته با درایت و کیاست منحصر به فرد خویش مانع
از ریزش آرائ خود به مدت دوازده سال متوالی گردد و حتی همواره طی این
سنوات متمادی با رشد آراء هم مواجه گردد قطعا وی در این مکاره بازار
انتخابات در جهان سوم که از احزاب ریشه دار که بالهای انتخابات محسوب
میشوند پیروز اول محسوب میگردد.
لاجرم تجربه ناموفق دوست عزیمان جناب جراره جوان که اتفاقا قرابت سیاسی
نزدیکی با جنابعالی هم دارند که با موضعگیری های غیر همدل با سایر
نمایندگان استان و شهرمان و همچنین با براه انداختن دعواهای جناحی غیر
ضروری با دولت مردان حاکم تدبیر و امید که این متد کار خود سم مهلکی است
برای منطقه محروم هرمزگان که رهاوردی هم جز به هدر دادن فرصت های طلایی
بهمراه نداشت و مردم حوزه های انتخابیه هم تا ابد چک سفید امظاء به هیچ
کسی نداده و دگر هم نمیدهند .
لاکن شاید مردم با آرزوهای منطقی و مقدس گوناگون اقتصادی و اشتغال
جوانانشان دراین برهه خاص از زمان که کشور به دلایل پنهان و پیدای
استعمار گران این خفاشان شب پرست تیره بخت وهمچنین عدم درایت و مدیریت
دینامیک و پویای دولتمردان سابق که حضرتعالی هم آخرین فرماندار همان دولت
بودید که توسط مدیران ارشد دولت فعلی تعویض گردیدید لاکن شاید مردم کوچه
و بازار در کوران داغ ایام انتخابات زیر بمباران انواع سیگنالها وبعضا
ادرسهای اشتباه درگزینش افراد اصلح دچار سردرگمی شوند ولی یقین داشته
باشید که در اولین فرصت ممکن اشتباه خویش بنحو معناداری جبران خواهند
نمود .
معذلک رجاء واثق داریم که شما وحاج هاشم عزیز از تجارب گراسنگ جناب آقای
دکتر اشوری بزرگوار که به حق ازالسابقون استان وجزء معدود نمایندگان پر
تجربه هیئت ریئسه دوران اخیر مجلس شورای اسلامی بشمار میروند که جناب
هاشمی از یاران غاردکتر بوده و هستند و همین دوستی های پایدارمیتوانید در
جهت پیشبرد اهداف کلان و متوازن در کل استان بهره مند گردید
و اگر چنین شود مردم هرمزگان نشین خیلی متوازع و قدردان خدمتگزاران خویش هستند .
اما در آینده نزیک با تفکرات سیاسی دوستان تازه نماینده شهرمان
اشنا خواهیم گردید . پایان باقی بقای یاران نیمه اسفند ماه نود و
چهار بندرگمبرون....
شاید بهترین و کوتاهترین تعریفی که از انتخابات میشود بدست آورد این است که این رویداد یکی از ابزارهای مهم که منجر به همفکری عمومی در مقطعه ای خاص در یک جامعه می شود که بشریت براثر تجارب و تکامل عقلانیت که در طول تاریخ جوامع مختلف بدست آورده است را میتوان نام برد .
که نوعی حکومت مردم بر مردم است که تابع آراء اکثریت جامعه می باشد که بدون زور و ارعاب و دگر گونیهای توام با خونریزی قدرتهای تقنینی و اجرایی را از دولتی به دولت دیگر یا از حزبی به حزبی دیگر برای مدت مشخصی که در جهان کنونی ما معمولا بین 4 تا 7 سال می باشد دست به دست می گردد به دیگر سخن یعنی گردش طبیعی و آزادانه قدرت در یک کشور با انتخاب اکثریت مردم صورت می پذیرد .
که همین عدم گردش طبیعی قدرت سیاسی و اجتمایی در جوامع خود موجب پدید آمدن دیکتاتوری در حکومت های مختلف گشته و به طبع آنهم انواع فساد های اقتصادی و ناهنجاری های اجتمایی در پی دارد.
اما در کوران برگزاری انتخابات در جوامع پیشرفته صنعتی بار اصلی انتخابات حول محور احزاب سیاسی جامعه میچرخد و مردم هم
تحلیلی بر آنسوی حمله اعراب منادی اسلام به آرتش ساسانی...
با ویرایش و مطالب کامل تری تقدیم علاقه مندان عرصه تحقیقات تاریخ ادیان میگردد.
با عنایت به این موضوع مهم که کشور ما از لحاظ جغرافیایی در منطقه ای واقع گردیده است که امروزه به آن خاور میانه گفته میشود که همواره به دلایل مختلف سیاسی و جغرافیایی واقتصادی وموقعییت سوق الجیشی آن و همچنین غنی بودن این سر زمین از مواد کانی و معدنی همواره در طول تاریخ مورد طمع و وسوسه همسایگان وحتی کشورهای دوردست تری هم واقع گردبده است که مهمترین حمله ها ی گسترده و سیع میتوان از یورشهای غارتگرانه اقوام مغول به سرکردگی چنگیز خان و تیمور لنگ ومقدونی ها هم به سردمداری آلکساندریا همان اسکندر مقدونی معروف و سایر اقوام دیگرنام برد که با یک نگاهی سطحی و گذرا به همه این جنگهای ویرانگر به نیکی در خواهیم یافت که اهدف استراتژیک تمامی سر کردگان اصلی این قبیل از جنگها و غارتگریها چیزی جز استیلا یافتن بر سایر ملل و انهدام همه دستاورد های مادی و معنوی دیگرجوامع نبوده است و در یک کلام میتوان ادعا کرد که بازخورد همه این قتل و غارتگری ها ی هولناک و سهمگین و همه آن ناجوانمردی های تاریخی به جا ی ماندن زمینهای سوخته با جمعیتی قلیل وعلیل وسرخورده بیش نبوده است اما ورای همه حملاتی که در طول تاریخ به این سر زمین مقدس صورت پذیرفته است را میتوان از به حمله اعراب منادی اسلام نام برد که در حدود 14۰۰ سال پیش اتفاق افتاد است. که در ابتدا با همه حملات وتجاوزهای دیگر فرق اساسی داشت. اما اصل آنالیز ما از موضوع منتخب مورد نظر اینست که حکومتگران ساسانی سالیان سال بود که با انواع روشهای خودکا مه و اعمال ددمنشانه و با ظلم وستمی بس گران بر گرده مردم نجیب این سرزمین به ظاهر حاکم و سوار بر اریکه قدرت بود ند که این خودگامگی ها تا آنجا پیش رفته بود که عملا جامعه را به شیوه های گوناگونی و دور از انسانیت وعقلانیت همراه با تقسیم کردن افراد جامعه به دسته های مختلف دارا ومتوسط و ندار و نزدیک به این شرح تقسیم کرده بودند که عبارت بود از : ۱-در طبقه اول شاه ودرباریان و مغان و موبدان۲- بازرگانان وصاحب منصبان دیوانی بزرگ دولتی ۳-پیشه وران و ملاکین گهرت ..و کارگزاران عا لی رتبه 4- در طبقه بعدی : کارمندان دون پایه و کارگران و زارعین والخ.. که اگر بخواهیم اندک توضیحی پیرامون دسته بندی های فوق ارائه نماییم آنست که فرزند پادشاه همیشه باید پادشاه و درباری باقی ماند. و فرزندان کارگران هم نسل اندر نسل باید در پیله کارگری خویش آنقدر بمانند و بتابند تا از طبقه خویش نتوانند خارج گردند و حق ورود به طبقه بالاتر را نداشته باشند و همجنین فرزند ان ملاکین هم باید ملاک باقی مانده ودر رفاه بسر برد و با این کارکترهای شخصیتی که از طبقات مختلف جامعه نقاشی میکردند دیگر نبوغ و هوش و زکاوت افراد به هیچ وجهی محلی از اعراب نداشته است و حتی اولادان طبقات دون جامعه هم حق تحصیل علم و دانش را تحت هیچ شرایطی را نداشتند لذا دربارنشینان فکر میکردند که با این تفسیم بتدی های جبری اجتمایی دیگر از بابت هر گونه نافرمانی های مدنی و سر پیچی های عمومی و همچنین از احتمال شورش بر علیه حاکمیت دیکتاتوری خویش هم خیالشان راحت گردیده بود زیرا از سویی دیگر ظاهرا از ارتشی نیرومند به لحاظ نفرات و تجهیزات و ادوات نطامی برخوردار بود ند ودر تحلیلهای تئورسین های حکومتی هم هیچ کشوری یارای مقابله با این ارتش قدرتمند را نداشت زیرا ساسانیان ارتش را به 4 قسمت در شمال و جنوب وشرق وغرب نقسیم کرده بودند البته با عنایت به احتمال حمله از طرف هر کشوری در هر سویی استعداد نفرات و تجهیزات ارتش هم فرق میکرده است و لی با همه پلشتی ها یی که حکومت گران ساسانیان ازخود بروز میدادند معذ لک در نوع تربیت کادر ارتش آنان نکته های مهم و منیری به چشم متبادر میگردد اینست که با گذشت بیش از دو هزار و اندی سال از حکومت ساسانیان تا کنون هیچ کشوری در جهان با داشتن انواع ایده ئولوژیهای اعتقادی و سیاسی یافت نگردیده است که به این مرتبه از افق دید بلند و آزاد منشانه مثل ساسانیان برسند که استراتژی ارتش خودرا صرفا برای جنگ با دشمن خارجی متجاوز به حریم کشور یعنی همانا جهت دفع حملات ارتش بیگانگان در مرزها وهمچنین اساس تئوری آموزشهای ارتش ساسانیان برعدم تجاوز با هر دلیلی به دیگر کشور ها به قصد تحمیل دین و آیین زرتشتی و فرهنگ آریایی و زبان پارسی استوار بوده است ؟!.که این نوع آموزشهای پیشرفته و انتر ناسیونالیستی سیاسی نظامی ساسانیان در 1400 سال پیش خود به تنهایی میتواند سند ی زرین و افتخاری بس بزرگ برای مردم فعلی ایران دخت زمین باشد .....
آل سعود چگونه به قدرت رسید...
تاریخ حاکمیت آل سعود بر عربستان به قرن هیجده میلادی باز میگردد. مبانی حکومتی که "ابن سعود” پایهریزی کرد، بر دواصل متمرکز بود: "شمشیر” و ترویج مذهب "وهابی”.
وبلاگ پچوک : شبه جزیره العرب که عربستان سعودی کنونی را دربر میگیرد، از بعد تاریخی، مذهبی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از اهمیت بسزایی نه تنها در منطقه خاورمیانه بلکه در عرصه بینالمللی برخوردار است.آل سعود، خاندان سلطنتی حاکم بر کشور عربستان است که از اواسط قرن هجدهم میلادی و توسط عبد العزیز بن عبدالرحمن بن فیصل به حکومت در عربستان سعودی دست یافتند و تاکنون بر بخشهایی از شبه جزیره عربستان حکومت میکنند. مطلب زیر در چند بخش تلاش دارد، نحوه روی کار آمدن این خاندان در کنار مذهب وهابی را بررسی کند در سال 1320 هـ ق/1902مـ "عبد العزیز بن عبد الرحمن” معروف به "ابن سعود” و ملقب به "شاهین صحرا” در 20 سالگی با اقدامی شبه اسطورهای موفق شد، ریاض پایتخت کنونی عربستان را تصرف کند و سلطنت "عربستان سعودی” را در این کشور پایهریزی کند.مبانی حکومتی که ابن سعود پایهریزی کرد و پیشینه آن به قرن هجدهم میلادی باز میگردد، بر شمشیر و ترویج مذهب "حنبلی وهابی” بود. در این بین شیخ "محمد بن عبد الوهاب”، روحانی متعصب واپسگرا و ضد شیعی نجدی در اواسط قرنر "دِرِعیَّه” را مرید و طرفدار خود سازد.در سال 1157هـ ق/1744 مـ بین شیخ محمد بن عبد الوهاب و امیر "محمد ابن سعود 18 موفق شد، اندیشههای "سلفی” و نظرات نو ظهور خود را در منطقه "نجد” ترویج کند و امیر شه”، امیر دِرعیه پیمانی بسته شد که به موجب آن، امیر سعودی از سوی خود و اعقاب خویش پشتیبانی و اطاعت از شیخ و اعقاب او و سایر علمای وهابی را برعهده گرفت و شیخ نیز قبول کرد که خود و اولاد و پیروانش پیوسته راهنما و مدافع و یاور امیر سعودی باشند و تمام نیرو و نفوذ خود را در حمایت از آن خاندان به کار برند.ادامه….این همان پیمان است که عبد العزیز و سایر پادشاهان سعودی و نیز مشایخ "آل شیخ” پیوسته آن را محترم شمردهاند و ابن عبد الوهاب و فرزندانش تا....
مهمترین اقدام اشرف را مشارکت فعال در مدیریت کودتای 28 مرداد 1332 علیه دکتر مصدق قلمداد کرد کودتایی که دولت مردمی و قانونی را سرنگون و شاه فراری را به کشور بازگرداند
اتاق خبر: اشرف پهلوی خواهر محمدرضا شاه در 96 سالگی درگذشت بی شک وی یکی از پرحاشیه ترین و جنجالی ترین اعضای خاندان سلطنتی پهلوی بود که تاثیرات زیادی بر شاه، دربار و دولت داشت. کسی که علاوه بر شهره بودن به عنوان قاچاقچی مواد مخدر و کارچاق کنی در داخل، در ژنو سوئیس به دلیل قاچاق مواد مخدر بازداشت شده و دارای پرونده بود. اما شاید مهمترین اقدام اشرف را مشارکت فعال در مدیریت کودتای 28 مرداد 1332 علیه دکتر مصدق قلمداد کرد کودتایی که دولت مردمی و قانونی را سرنگون و شاه فراری را به کشور بازگرداند. همچنین او با فشار آوردن به دولت و از طریق اهرم محمدرضا پهلوی توانست همسر آن زمانش "راجی" را در 34 سالگی راهی نیویورک به عنوان نماینده ایران بکند! در ادامه گزارشی تصویری از مراحل مختلف اشرف پهلوی خواهد آمد:
|
وبلاگ پچوک : مردم خونگرم ساحل نشین جزایر و بنادر خلیج پارس و دریای
همانگونه که گفتیم بر اساس آنالیز کاربردی و ما هیچ نقشی در له یا حعب |
پایان باقی بقای یاران زمستان 94 بندر گمبرون حعب
تحلیل یک درد مزمن و کهنه مدیریتی استان هرمزگان
هم اینک که با گذشت زمان و فرو کش کردن گرد وغبارهای ناشی از اقدام
شتابزده تصمیم سازان و تصمیم گیران مرکز نشین در تعغیرپی در پی
استانداران این استان که بعد از انقلاب به صورت یک ایپیدیمی غیر قابل
برگشت مدیریت عالی این استان را نشانه رفته است بویژه دومین استاندار
بومی استان بعد از سالیان لذا میطلبد که با همیاری همه دلسوزان استان
حتی با نظریابی میدانی از معتمدان محلی با عزم و اراده ای قوی و همگانی
درون و برون استانی این بیماری کهنه و مزمن تعغیرات متوالی مدیریتی
استان را که سالهای متمادی است مدیریت عالی استان را رنج و عذاب گران
داده و گاها تا مرزفشل کردن همه تصمیمات مهم و برنامه های مدون خرد و
ستراتژیک استان به پیش رفته است را برای همیشه ریشه کن نمود .
تا انشاالله نسلهای بعدی با آرامش خاطر بیشتری با عنایت به موجود بودن
همه زیر ساخت های لازم برای پیشرفت جهشی هرمزگان غنی وبویژه مرکز آن که
بزرگترین بندر کشوردر امور صادرات و واردات و امور گمرکی و نظامی و
مناطق آزاد اقتصادی و همجنین تنها استان در کشور است که بیشترین فرودگاه
بین المللی ( شش فرودگاه بندرعباس دو فرودگاه قشم- کیش- بندرلنگه- جاسک )
فعال را درا میباشد اما همتی بلند میخواهد که با ثبات مدیریتی این بندر
را تبد یل به بزرگترین و زیباترین بندرکشورو خاورمیانه گردانیم که
اینکارشدنی است به شرط داشتن اراده ای قوی در سطوح بالای مدیریتی کشور.
اما بگذاریم و بگذریم و گفتیم که اگر این تعغیر بزرگ مدیریتی در استان
را با در نظر گرفتن همه فاکتورهای مثبت و منفی آن مورد تجزیه و تحلیل
خدا پسندانه قرارگیرد که به یقین در نهایت منجر به شناسایی ویروس
سیاسی اصلی این بیماری کهنه ویِژه مناطق محروم و مرزی کشورکه همانا نوعی
کیش شخصیت و خود بزرگ بینی کاذب بادکنکی در پذیرش سمت های مدیریتی رده
بالای استان از سوی افرادی که در هر دوره انتخاباتی کاندیدای مورد حمایت
آنان رای اول را می آورد میباشد .
اما از طرفی دیگر به عنوان تمثیل بنده و دوستان همفکرم که کاندید ای ما
پیروز حوزه انتخاباتی شهرمان گردیده است بدین روی از فردای پیروزی
نماینده ما همه مسئولینی که تا پیش از این رخداد انتخاباتی بدون توجه
به جناح بندی های معمول جامعه در کمال آرامش و به نحو احسن و شایسته
وظایف مدیریتی انجام داده اند .
ولی از آنجایی که آن مدیر بخت برگشته قبلی در خط سیاسی محفل کوچک سیاسی
ما نبوده باید جای خود را به یکی از دوستان غیر متخصص و ضعیف ما بدهد
زیرا در قاموس سرمستانه پیروز ما جایی برای دو رکن رکین اصلی مدیریت یعنی
تعهد و تخصص قائل نیستیم و همه آراء خاکستری مردم را بنام خودمان
مصادره مینماییم و لذا همانطور که توضیح دادیم عوامل پیروزی یک فرد در
ماراتن نمایندگی مجلس خیلی متنوع و کمترین ارتباط اصلی و اساسی به اعضای
ستاد مرکزی در استانها دارد .
ولی متاسفانه همیشه ودر همه دوران انتخاباتی و نزد سمپاتهای هر دو جناح
سیاسی مطرح کشور ما بویژه درمراکز استانها و شهرهای بزرگ رسم است که
آنان با سوارشدن بر موج التهابات و با بالا بردن توقعات مردمی بیش از
حد و توان مسئولین و ظرفیت کشور بتوانند با دسیسه چینی های گوناگون جایی
را در سطوح اول مدیریتی استان برای خود و دار و دسته اشان دست و پا
نمایند .
لذا جهت نیل به اهداف خویش حتی از روش ماکیاولیسم هم روی گردان نیستند
و از شنیع ترین روشها در تخریب و ترور شخصیتی رقبای سیاسی خویش سود می
جویند .
اما همانطوریکه قبلا هم توضیح داده شد یعنی در برهه ای از زمان که مدیریت
عالی استان برای دومین بار و بعد از دوازده سال
با همت و پی گیری نمایندگان استان بویژه جناب دکتر آشوری که عین یک پوکر
بازحرفه ای با کمترین کارت (ابزار لازم )و با زیرکی خاص بانک دولتیان
را از آن خویش کرد اما از نوع سیاسی آن.
که در نهایت فردی بومی بعنوان استاندار انتخاب و بیش از یک سال سکان
هدایت مدیریت عالی استان به دست توانای یک مدیر توانمند درد آشنای
هرمزگانی سپرده گردید که مشارالیه سوابق مدییتی ذرخشانی در استانهای
همجوار داشتند.
همین سوابق موجب گردید که ایشان (استاندار بومی ) اصل کار خود را بر عدم
تعلقات سیاسی و گروهی افراد گذاشتند و حتی به مخالفان سیاسی خویش رامجال
کار و خدمت دادند اما به همان دلایل پنهان و پیدایی که به تفسیر بیان
گردید متاسفانه دوره استانداری ایشان اندکی بیش از یکسال طول نکشید که
علت و عامل اصلی تعویض استاندار بومی حامیان اصلی ستاد مرکزی دکتر احمدی
نژاد در بندرعباس بودند که با نمامی مستمر و سفرهای انفرادی و گروهی به
مرکز کشور و با بی انصافی تمام ریئس جمهور وقت را وادار به دخالت مستقیم
در تعغیر استاندار بومی کردند و به کار ناثواب خویش هم افتخار میکردند در
صورتی که جناب استاندار بومی به تک تک آنان ابلاغ مدیرکلی دفاتر مختلف
استانداری صادر نمودند لذا وسواسان خناس در طول تاریخ بشریت به یک روش
مشخص عمل نموده اند .
پایان باقی بقای یاران زمستان 90 بندر گامرون (حعب )
توضیح : چنانچه هنگام مطالعه این مقاله متوجه انواع پرشها و عدم چسبندگی
مطالب به همدیگر باشید به دلیل گذشت زمان و حذف بیش نیمی از مطالب و
اضافه نمودن چند سطری به کل مطالب اما نکته مهم دیگر اینکه تکرارچند
مرتبه ای استاندار بومی به دلیل اینکه باز استاندار بومی مورد نظر ما
هم اکنون کاندیدای دهمین دوره مجلس از حوزه انتخابیه بندرعباس و توابع
هستند و نخواستیم که خدای ناخواسته باز همان وسواسان خناس انگ تبلیغات
غیر قانونی زودهنگام به ایشان بزنند و گرنه حضرت ایشان از دوستان چند دهه
ما هستند و به ایشان ارادت خاص داریم .
کوچک شما - حعب
با توجه به عملکرد ناثواب حکام جبار آل سعود در اعدام روحانی آزاده هموطن خویش جناب شیخ نمر که جرم و گناهی جز دعوت از حاکمان دیکتاتور عربستان به امر به معروف و نهی از منکر و یا به زبان امروزی درخواست از حکومت گران کشور خویش به مراعات حق و حقوق اولیه مدنی اقلیت شیعه مذهب در آن سرزمین دعوت مینمود مورد خاص دیگری به چشم متبادر نمیگردد .
لیکن از دست اندر کاران حکومت ملوک الطوایفی سر زمین حجاز نباید انتظار اجابت حرف حق و مراعات اصول اولیه انسانی اقلیت های ساکن در جامعه خویش را داشت زیرا عملکرد یکساله این خاندان سفاک در به خاک و خون کشیدن مردم بی گناه شمال یمن که فقیرترین کشور عرب زبان محسوب میگردد و گناه آنان اینست که پیرو شاخه ای از مذهب تشیع بنام زیدی حوثی هستند خود حاوی خیلی از مسائل و مصائب ناگفته میباشد که از حوصله این مقاله بدر است.
لاجرم ما که در حرف خود را وارث تمدن و فرهنگ و ادب هفت هزار ساله پارسیانی آریایی میدانیم در اعتراض به جفا و ناملایمات سیاسی و اجتمایی و از طرفی دیگر در حمایت از یک حرکت حقمدارانه باید از ابزار و قوانین پذیرفته شده جهانی که کشور ما هم آنرا امضاء کرده است پیروی و به آن گردن نهیم .
اما در کمال تاسف و ناباوری شب گذشته عده ای که به نیروهای خود سر معروفند در اعتراض به اعدام این روحانی مظلوم عربستانی در یک اقدام مشترک همزمان به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری آنان در مشهد بر خلاف قوانین جهانی حمله و قسمتی از این دو ساختمان سیاسی را به آتش کشیدند و برابر با فیلم های پخش شده در سطح جهان چیزهایی بی ارزش از اموال سفارت مثل تلفن های اداری و ... با خود به یغما بردند که رسانه های دیداری عربی هماهنگ با آل سعود خیلی پر آب و رنگ و زننده بارها و بارها صحنه های اموال مسروقه را جهت دار تفسیر میکردند که قلب هر مسلمان ایرانی به درد می آورد.
که در این بین هدف اصلی مردم ما که همانا اعتراض به جنایت هولناک اعدام شیخ نمر در سطح منطقه و جهانی تحت تاثیر حرکت های نسنجیده دوستان نادان خودسر کمرنگ گردید .
اما لازم به یاذ آوری است که بار اولی نیست که از سوی نیرو های مذکور به سفارت خانه ها ی کشورها در ایران حمله میشود لذا این حرکتهای گروهی ناشایست که در عالم سیاست به آن چپ روی کودکانه میگویند برای جامعه بین الملل پذیرفته نیست . لیکن نمیدانیم که چه کسانی تعزیه گردان پشت صحنه میباشند .
زیرا در حمله اینچنینی چند سال قبل به سفارت بریتانیا به اعتبار گفته جناب دکتر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی و وزیر امور خارجه وقت که در مصاحبه ای با سیما گفتند که مقام معظم رهبری با حمله گروه خودسر به سفارخانه کشور فوق بشدت مخالف و فرموده بودند که دیگر نباید تکرار شود لاکن مردم حیرت زده اند که این گروهای خودسر چه کسانی هستند که بر خلاف اراده عالیترین مقام مملکت حرکتهای گستاخانه خود را تکرار مینمایند معذلک با همه رندی آنان از موضویی سخت غافلند که اگر خدای ناخواسته فرد یا گروهی بر خلاف میل و اراده ولی فقیه عمل نماید از نظر شرعی گناه کبیره محسوب گشته و باید نزد پیامبر و ائمه معصومین پاسخگو باشند . و همچنین این گونه اعمال با منافع استراتژیک ملی هم منافات دارد .
اما برخی از دوستان حتما به یاد دارند که در کتاب علوم اجتمایی سال دوم دبیرستان رشته های اقتصاد و فرهنگ و ادب پیش از انقلاب خوانده بودیم که طبق حقوق بین المللی همه کشتی ها ی لنگر انداخته در بنادر و هواپیماها ی مستقر در باند فرودگاها جهت امور حمل و نقل و همچنین سفارت خانه های کشورهای مختلف که در کشور دیگری مشغول به امور دیپلماسی هستند که در سردرب ساختمان سفارت یا کنسولگری ها از پرچم کشور متبوع خویش استفاده مینمایند جزیی از خاک آن کشور محسوب گشته و هیچ فرد یا گروهی بدون هماهنگی مجاز به ورود آن کشتی ها یا هواپیماها و یا سفارت خانه ها نیستند.
اما در پایان امید واریم که با برخورد قاطع قوه قضاییه و نیروهای امنیتی دیگر شاهد این رفتارهای هنجار شکن بین المللی در کشور عزیز خود نباشیم انشاالله زمستان 94 بندر گمبرون (حعب)
جناب جراره وکیل ما ساحل نشینان جنوب کشور که عنوان جوانترین وکیل این دوره مجلس هم به خودشان اختصاص دارد در اول آذر ماه طی نطق مبسوط پیش از دستور خویش انتقادات تند و تیزی طبق معمول متوجه عملکرد مسئولان علیرتبه دولتی و استانی کرده اند ولی غاقل از آنکه که این سخنان به دلیل نزدیکی به ایام انتخابات دیگر نزد افکار عمومی خریداری نداشته بلکه با عنایت به آخرین انتخاب آحاد مردم در خرداد ماه 92 قطعا ریزش آراء شدیدی هم بهمراه خواهد داشت .
معذلک حتما ایشان به خاطر دارند که در زمان صدارت دوستانشان در مدیریت عالی استان تا پیش از خرداد 92 بدون اطلاع مردم که به فرمایش امام راحل عظیم الشآن که میفرمودند مردم ولی نعمت مسئولان هستند قسمت هایی از هرمزگان را به دوستان سیاسی خویش به استان فارس بخشیدند و علیرغم آنکه همه نمایندگان استان بویژه جناب دکتر آشوری به رهبری پیر فرزانه حضرت آیت الله العظمی نعیم آبادی نماینده محترم ولی فقیه در هرمزگان و امام جمعه بندرعباس که سمت نمایندگی مردم استان هم در مجلس خبرگان رهبری به عهده دارند به میدان کارزار آمده و تصمیم دوستان همفکر جناب جراره را حداقل تاکنون به عقب انداخته اند که اینکار بزرگ به قیمت دستگیری تعدادی از جوانان هرمزگانی اعم از پسر و دختر انجامید که باز هم با هماهنگی و پی گیری های مجدانه حضرت آیت الله نعیم آبادی و نمایندگان مردم هرمزگان منهای جراره ختم به خیر شدند.
و اما حافظه مردم حوزه انتخابیه ایشان در زمان حاکمیت مطلق دوستان شما جناب جراره در غرق شدن قایق موتوری غیر استاندارد عده ای از دانشجویان مشهدی که از یک اردوی آموزش و تفریحی از جزیره هرمز به بندر عیاس بر میگشتند به یاد دارند که با اندک موج دریا قایق آنان شکسته و غرق گشته که نهایتا منجر به کشته شدن همه آن عزیزان جوان تحصلکرده مملکت گردید به یاد دارند و همچنین درمورد واگذاری ها ی کارخانه جات و موسسات بزرگ دولتی به بخش خصوصی واقعی که با دور زدن قانون با روح واگذاری ها ذیل اصل چهل و چهارم زمین تا آسمان اختلاف داشت که در همان زمان صدای خیل عظیمی از نمایندگان مجلس بعنوان اعتراض بلند گردید و سایر مشکلات دیگری که ایشان در نطق میان دستور خویش مطرح کرده اند اکثریت این معزلات ریشه در دولت های گذشته دارد که به دولت فعلی به ارث رسیده است.
اما در مورد انتخاب استاندار و سایر مسئولان عالی استان باز هم مشارعلیه فراموش نموده اند که دومین استاندار هرمزگان در دولت مورد تایید ایشان به چه صورتی انتخاب گشتند که همه نمایندگان وقت مردم در مجلس هفتم بعنوان اعتراض به این شیوه انتخاب استاندار از سمت خویش استعفا داده که با وساطت ریاست محترم وقت مجلس نمایندگان مردم هرمزگان به مجلس بر گشتند و همچنین انتصاب خیلی از دوستان صفرکیلومتر شما هم فقط به دلایل سیاسی و انتخاباتی مسئولیت های بالایی در استانداری و فرمانداری و سایر ادارات استان از آن خود کردند که این شیوه سپردن سمت ها همیشه باید مذموم و محکوم گردد نه هم اکنون که بر وفق مراد نیست ؟ !..
لذا باین توضیحات اندک بنظر میرسد که سخنان جناب ایشان همانگونه که در عنوان مقاله هم آمده است سخنانی است الف- پوپولیستی ب - اپورتونیستی ج- ماکیاولستی چ- که سوفسطاییانی بیان شده است .
معانی الف- عامه پسند ب- فرصت طلبانه ج- نیل به هدف بهر قیمتی چ- سفسطه بازی که از مکتب سوفسطاییان میآید .
ودر صورت انحراف تذکرات لازم داده و چناچه حزب پیروز انتخابات به هر دلیلی نتواند به وعده های انتخاباتی خویش جامعه عمل بپوشاند قطعا در دور بعدی از دست یابی به اکثریت لازم کرسی ها و شاید هم از راهیابی به پارلمان محروم و به اقلیت در مجلس اکتفا مینماید و چناچه وزرا و سایر مدیران ارشد این حزب در دوران صدارت خود متهم به تخلف کوچک یا بزرگ مالی و اقتصادی و همچنین سوء استفاده از قدرت گردند ابتدا توسط رسانه ها اطلاع رسانی عمومی گشته و در صورت اثبات اتهام متخلفان ارشد و متوسط دولتی را به سیستم قضایی کشور جهت محاکمه سپرده و عواقب سخت و ناگواری در انتظارشان است.
اما انتخابات در ایران عزیز ما
لیکن عمر انتخابات در مملکت ما به بیش از یک قرن اخیر و با پیروزی انقلاب مشروطیت به رهبری روحانیت مترقی و آزادی خواه نظیر آیات عظام بهبهانی و طباطبایی و نایینی و با هماهنگی منورالفکران از فرنگ برگشته که خواهان جامعه ای آزاد و پیشرفته بودند و با همکاری میدانی بزرگ مردانی نظیر باقر خان و ستارخان و با تشکیل هسته اولیه احزاب نوپایی مثل عامیون و ملیون به وقوع پیوست لاکن شاه وقت قجر محمد علشاه با پشتیبانی روسیه تزاری مجلس نوپا را به توپ بسته و به دامان تزارهای روس پناهنده شد.
معذلک با این پشتوانه تاریخی و با روی کار آمدن سه رژیم در ایران طی این صد سال اخیر متاسفانه به دلایل نامعلومی احزاب و دسته جات و گروههای صنفی و سیاسی و اجتمایی نتوانسته اند که به رسالت تاریخی خویش عمل نمایند که بیشتر علت ناکامی احزاب در ایران به عدم اراده و پایبندی حکومت ها به فلسفه وجودی احزاب برمیگردد که به همین دلیل احزاب بزرگ و کوچک پس از چند صباحی فعالیت کجدار و مریض یکی پس از دیگری راه انحلال اجباری و یا هم اختیاری در پیش میگیرند.
زیرا انتخابات بدون وجود احزاب مردمی و بزرگ دارای مرامنامه و اساسنامه یقینا انتخاباتی ابتر بنظر میرسند چونکه در این نوع از انتخابات بدون حضور احزاب تاثیر گذار یقینا افراد زرنگ و حراف براحتی میتوانند مردم را با سخنان پوپولیستس و ظاهر الصلاح خویش فریب داده و آراء اکثریت لازم را برای ریاست جمهوری و یا هم برای نمایندگی مجلس براحتی هرچه تمامتر بدست آورده و پس از انتخاب شدن هم هیچ نهاد مردم سالاری نیست که از او بازخواست کند زیرا همانگونه که گفتیم مردم در این سری از کشورهای جهان سوم به جای برنامه به صورت قبیله ای و فامیلی و با شنیدن و دیدن انواع وعده های رنگارنگ و مختلف صرفا به افراد رای میدهند که این ضعف بزرگ در همه انتخابات کشورهای در حال توسعه بشمار میآی.
لاکن رجاء واثق داریم هم اینک که در کشور عزیز که از احزاب بزرگ شناسنامه دار خبری نیست مردم با درایت و کنکاش بیشتری به افراد دلسوز و متخصص رای خواهند داد تا شهر و استان و کشوری متمدن تر داشته باشیم انشاالله حعب
همچون شاگردی در مقابل استاد همت و آگاهی شما را می ستایم و می گویم اگر آبرویی دارم از شماست و همیشه آماده ام در طبق اخلاص پیشکش مرام و معرفت شما کنم. انشاءالله باشم و روزهای پررونق تان را ببینم