گله ها و درد دل های نماینده اسبق و ریئس جمهور فعلی دکتر روحانی...
جزئیاتی از تماسهای تلفنی کاخ الیزه با رئیس اسبق تیم هستهای/روایت حسن روحانی از همکاری با هاشمی و خاتمی و ملاقاتش با رهبر معظم انقلاب 
ماهنامه «مهرنامه» در گفتوگویی با حسن روحانی دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی و رئیس تیم مذاکره کننده هستهای کشور نوشت:
· هيچكس در ايران مخالف دستيابي به انرژي هستهاي نبوده و نيست از اصلاحطلب تا اصولگرا، تنها اختلاف در زمان و روشهاي دستيابي به انرژي هستهاي بود.· فكر ميكنم در نيمه آبانماه سال 83 بود كه ايشان براي اولينبار فتواي حرام بودن سلاح اتمي را در دانشگاه تهران در نماز جمعه مطرح كردند. آن زمان در آستانه بحثهاي توافق پاريس نيز بود. در توافقنامه پاريس حكم تضمين عيني از طرف ايران قيد شده بود اما از طرف اروپاييها بر تضمين محكم و تعهدات محكم تأكيد شده بود.· اولين مذاكرهاي كه من با سه وزير اروپايي داشتم 13 دسامبر 2004 بود. 23 آذر 83 بود. فتواي رهبري حدود يك ماه قبل از اين موضوع اعلام شده بود در آن جلسه به آنها گفتم كه مهمترين بحث ما اين است كه در موضوع تضمين عيني توافق شود و همچنين موضوع تضمينها و تعهدات محكم از طرف شما. من در آن جلسه به سه وزير اروپايي گفتم دو تضمين عيني از سوي ايران وجود دارد كه شما بايد آنها را بدانيد. يكي از آنها فتواي رهبري است. ايشان فتوا دادند و دستيابي به بمب را حرام اعلام كردند. اين فتوا براي ما ازNPT و پروتكل الحاقي هم مهمتر است. يعني از هر قانون ديگر براي ما مهمتر است. در آن مذاکرات من خودم به ذهنم رسيد که مساله فتوا را بيان کنم و هماهنگي خاصي نشده بود. آنها هم واژه فتوا را شنيده بودند و مفهوم آن را ميدانستند.· تضمين دوم كه به آنها گفتم اين بود كه گسترش روابط ما با شما خود ميتواند يك تضمين عيني باشد اگر روابط اقتصادي و سياسي ما با شما آنچنان گسترش پيدا كند كه در حد استراتژيك باشد خود اين بالاترين تضمين عيني است. زيرا كشوري كه روابط بسيار بالايي با اروپا داشته باشد هيچگاه حاضر نميشود به خاطر دستيابي به بمب به روابط خوب و استراتژيك خود صدمه بزند.· فرانسويها همواره گفتند كه هدف ما از اين مذاكرات رسيدن به يك رابطه استراتژيك با شماست. آنها ميگفتند كه اين فتواي رهبري خيلي خوب است و اگر به قانون تبديل شود نگراني غرب از بين ميرود يعني اتفاقي كه رخ ميداد اين بود كه اين فتوا كه جنبه ديني داشت از جنبه حقوقي نيز تبديل به قانون ميشد.· اينكه در پرونده هستهاي ما غرب را كلا كنار بگذاريم و بگوييم با چين و روسيه به حل و فصل نهايي ميرسيم اين چيزي نبود كه در محاسبات ما قابل قبول باشد. ما ميگفتيم كه بايد از روس و چين حداكثر استفاده را ببريم. بالاخره آنها نقش دارند. اما ميگفتيم بايد از سه كشور اروپايي نيز استفاده كنيم تا به سامان برسيم. خود روسيه و چين نيز همين بحث را مطرح ميكردند و ميگفتند كه ما به تنهايي نميتوانيم پرونده شما را حل كنيم آنها را از دست ندهيد اما نميدانم چرا تيم بعدي در روزهاي اوليه به اين نتيجه رسيد؟· اولينبار در مصاحبه آقاي لاريجاني از طريق تلويزيون ديدم که داشتند براي اولين بار ميرفتند وين در آنجا ايشان گفتند كه «من دچار تعجب هستم كه چرا ما اصلا با اروپاييها مذاكره ميكرديم به آنها چه ربطي دارد؟». در حالي كه آقاي لاريجاني در مباحث حضور داشت و مسائل را ميدانست. نميدانم بر چه مبنايي ايشان چنين سخن گفت بعد نيز رفتند با هند و روس و چين شروع به مذاكره كردند كه عملاً در اين قطعنامه ديديم كه آنها عليه ما به قطعنامه رأي مثبت دادند.· فرانسه، سوريه و لبنان را حياط خلوت خودش ميدانست براي همين دنبال رابطه استراتژيك با ايران بود خاطرم هست كه آن زمان اتفاقي افتاد كه بلافاصله از كاخ اليزه به من زنگ زدند و تشكر كردند. آن ايام، آقاي سيدحسن نصرالله در يك اجتماع بزرگ در لبنان يك سخنراني داشت. ايشان ضمن سخنراني نام فرانسه را به زبان آورد بلافاصله مردم لحن تمسخر و اعتراض به كار بردند تا فرانسويها را تحقير كنند. اما سيدحسن نصرالله بلافاصله جلوي آنها را ميگيرد و مانع اين كار ميشود. اين براي فرانسويها خيلي مهم بود. چون او مانع شده بود كه جمعيت به آنها توهين كند. بلافاصله شب به من زنگ زدند و گفتند كه ما از اين حركت پيام مهم دريافت كرديم و فكر ميكنيم اين در سايه تلاشهاي ايران حاصل شده است.· تز سازمان انرژي اتمي اين بود كه ما كار را به نهايت و سرانجام برسانيم هميشه اين بحث البته وجود داشت كه آيا ميتوانند كاري را كه شروع كردهاند به سرانجام برسانند يا نه؟ چون ما براي اولينبار قدم در راه هستهاي شدن برداشته بوديم، تجربه قبلي كه نداشتيم. سازمان انرژي اتمي ميخواست ثابت كند كه اين كار شدني است اما مخالفيني داشت. خاطرم هست يك عده از اساتيد فيزيك دانشگاه پيش من آمدند و گفتند كه اين كار شدني نيست تمام اين كساني كه در سازمان انرژي اتمي در حال کار كردن هستند، شاگردان ما هستند و ما ميگوييم اين كار شدني نيست. سازمان نيز ميدانست عدهاي مخالف هستند. به همين خاطر ميخواست ثابت كند كه اين كار شدني است و به مهندسين خود دلگرمي بدهد. بالاخره وقتي آنها ميديدند يك جايي تعطيل است دلسرد ميشدند به طور طبيعي آنها دنبال شكستن تعليق بودند اما دلشان هم نميخواست پرونده به شوراي امنيت برود.· هاشمي و خاتمي در بسياري از مسائل نظرات واحدي داشتند. همان فكري كه آقاي هاشمي نسبت به روابط دنيا داشت آقاي خاتمي نيز همان فكر و برنامه را داشت. اين دولتها در اين جهت تفاوتي نداشتند. اما دولت نهم كاملاً رفتارش با دولتهاي گذشته متفاوت بود. اين تفاوت را نيز ما نميگوييم. خود آنها بيشتر اعلام و اظهار ميكردند. دولت نهم به صراحت ميگفت كه تفكر ما با دولتهاي گذشته متفاوت است. حتي ميگفتند كه اين راهي كه ما انتخاب كردهايم راه درست است.· اولين باري كه رهبري فرمودند اصفهان را راه بيندازيد در تاريخ ششم ارديبهشت 84 بود. در حاليكه دولت جديد در مرداد آن سال تشكيل شد. من خدمت مقام معظم رهبري پيامدها و مسائل داخلي و خارجي را عرض كردم. ايشان در مجموع فرمودند كه اصفهان را راهاندازي كنيد. ما نيز در جلسه لندن به غربيها اطلاع داديم كه اصفهان را راهاندازي ميكنيم. آنها قبول نكردند. خود من نيز در همان ارديبهشت پس از فرمان رهبري اعلام كردم اصفهان را راه مياندازيم. بنابراين تصميم در آن زمان گرفته شد که هنوز دولت نهم شکل نگرفته بود.· اينكه دولت بعدي آمد و دولت قبل را متهم كرد يك شيوه ضداخلاقي بود. در امر هستهاي كه تمام تصميمات با نظر همه سران نظام اتخاذ ميشد، تصميمگير دولت نبود. تصميم فراتر از دولت گرفته ميشد. آنها نيز ميدانستند بنابراين اين غيراخلاقي بود كه دولت قبل را متهم كردند. آنها كه ميدانند بايگانيها كه در اختيار آنهاست رئيسجمهور عوض شد بايگاني رياست جمهوري كه عوض نشده. دبير شوراي امنيت عوض شد بايگاني دبيرخانه كه تغييري نكرده. آن بايگانيها هست، اسناد هست، مدارك هست، خيليها نيز در جريان بودند و ميدانستند آن صحبتها و حرفها به اعتقاد من با اخلاق اسلامي اصلاً سازگاري نداشت. ممكن است يكي بگويد من آن شيوه را نميپذيرم، اشكالي ندارد ما نبايد اصول اخلاقي را زيرپا گذاشت.· من 15 خرداد 84 خدمت مقام معظم رهبري رسيدم و از ايشان خواستم كه از دبيري شوراي عالي امنيت ملي كنارهگيري كنم. به ايشان گفتم من در دولت آقاي هاشمي اگر توانستم كار كنم به اين علت بود كه بين من و آقاي هاشمي اعتماد صددرصد بود. در دولت آقاي خاتمي نيز در روزهاي اول اعتمادي بالاي 90 درصدي وجود داشت و خيلي زود اعتماد ايشان به من صددرصدي شد. آقاي خاتمي نميآمد به من بگويد كه داري چهكار ميكني با كي مذاكره كردي، چي گفتي؟ چرا اين كار را نكردي و چرا اين كار را كردي؟ اعتماد صددرصد داشت. خدمت ايشان گفتم كه من هيچ شناختي نسبت به آقاي احمدينژاد ندارم. ايشان نيز قاعدتاً نسبت به من هيچ شناختي ندارد و كار بسيار سخت جلو ميرود. بعد از اين استدلالات، آقا نيز پذيرفتند و گفتند كه من نيز همينجور ميبينم. گفتم خوب است براي دبير شوراي امنيت فرد ديگر مسئول شو. من آقاي احمدينژاد را فقط يك بار ديده بودم. يك بار در بحث زلزله تهران، ايشان را كه شهردار تهران بود، به دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي دعوت كرده بودم. همين بار ايشان را از نزديك و در آن جلسه ديدم. ديگر هم ايشان را نديدم. به همين علت همكاري سخت بود.· وقتي كسي در يك اجتماع ميآيد و ميگويد فلان آقا يا فلان دولت خيانت كرده و بعد عدهاي برايش شعار ميدهند، يعني حرفهاي او مخاطب دارد. حرفش هنوز خريدار دارد. تند حرف ميزند، اتهام ميزند و تكبير هم ميگيرد. پس چرا ادامه ندهد؟ من فكر ميكنم بايد سطح افكار را بالا ببريم. مردم ايران البته خيلي سياسي هستند ولي فوتوفن دنياي سياست با سياسي بودن يك جامعه، كاملاً متفاوت است. از نظر شكل عملياتي، ما در كشورمان اصلاً حزب نداريم. حتي يك حزب هم نداريم. به تعبير آقا، قبيله داريم. دور هم جمع ميشوند. با هم چاي ميخورند و در انتخابات ليست ميدهند. حزبي كه بخواهد كادر تربيت كند، در افكار سياسي و فرهنگي جامعه تأثيرگذار باشد، نداريم و تا زماني كه يك سيستم درست در كشور سامان ندهيم شايد دمكراسي به نتايجي كه بايد برسد، دست پيدا نكند. دمكراسي به هر معني، حتي همين مردم سالاري ديني كه ما داريم. اگر بايد رأي مردم تعيينكننده باشد، در كنارش بايد سيستم حزبي نيز داشته باشيم.· افزايش فرهنگ سياسي و وجود تشكيلات حزبي دو عامل مؤثر و مهم براي اجماع ملي ماست تا از طريق آن درباره مسائل مهم كشور به اجماع برسيم. در كنار اين نيز بايد ياد بگيريم كه اخلاق سياسي را رعايت كنيم. اخلاق سياسي در جامعه ما جاي خود را پيدا نكرده است. اين نيز بسيار نقش دارد. اگر همه ما به راستگويي و منافع ملي ملتزم بوديم، دچار اين همه مشكل نميشديم و آن نيز راهحلي براي مشكلات موجود بود
· هيچكس در ايران مخالف دستيابي به انرژي هستهاي نبوده و نيست از اصلاحطلب تا اصولگرا، تنها اختلاف در زمان و روشهاي دستيابي به انرژي هستهاي بود.· فكر ميكنم در نيمه آبانماه سال 83 بود كه ايشان براي اولينبار فتواي حرام بودن سلاح اتمي را در دانشگاه تهران در نماز جمعه مطرح كردند. آن زمان در آستانه بحثهاي توافق پاريس نيز بود. در توافقنامه پاريس حكم تضمين عيني از طرف ايران قيد شده بود اما از طرف اروپاييها بر تضمين محكم و تعهدات محكم تأكيد شده بود.· اولين مذاكرهاي كه من با سه وزير اروپايي داشتم 13 دسامبر 2004 بود. 23 آذر 83 بود. فتواي رهبري حدود يك ماه قبل از اين موضوع اعلام شده بود در آن جلسه به آنها گفتم كه مهمترين بحث ما اين است كه در موضوع تضمين عيني توافق شود و همچنين موضوع تضمينها و تعهدات محكم از طرف شما. من در آن جلسه به سه وزير اروپايي گفتم دو تضمين عيني از سوي ايران وجود دارد كه شما بايد آنها را بدانيد. يكي از آنها فتواي رهبري است. ايشان فتوا دادند و دستيابي به بمب را حرام اعلام كردند. اين فتوا براي ما ازNPT و پروتكل الحاقي هم مهمتر است. يعني از هر قانون ديگر براي ما مهمتر است. در آن مذاکرات من خودم به ذهنم رسيد که مساله فتوا را بيان کنم و هماهنگي خاصي نشده بود. آنها هم واژه فتوا را شنيده بودند و مفهوم آن را ميدانستند.· تضمين دوم كه به آنها گفتم اين بود كه گسترش روابط ما با شما خود ميتواند يك تضمين عيني باشد اگر روابط اقتصادي و سياسي ما با شما آنچنان گسترش پيدا كند كه در حد استراتژيك باشد خود اين بالاترين تضمين عيني است. زيرا كشوري كه روابط بسيار بالايي با اروپا داشته باشد هيچگاه حاضر نميشود به خاطر دستيابي به بمب به روابط خوب و استراتژيك خود صدمه بزند.· فرانسويها همواره گفتند كه هدف ما از اين مذاكرات رسيدن به يك رابطه استراتژيك با شماست. آنها ميگفتند كه اين فتواي رهبري خيلي خوب است و اگر به قانون تبديل شود نگراني غرب از بين ميرود يعني اتفاقي كه رخ ميداد اين بود كه اين فتوا كه جنبه ديني داشت از جنبه حقوقي نيز تبديل به قانون ميشد.· اينكه در پرونده هستهاي ما غرب را كلا كنار بگذاريم و بگوييم با چين و روسيه به حل و فصل نهايي ميرسيم اين چيزي نبود كه در محاسبات ما قابل قبول باشد. ما ميگفتيم كه بايد از روس و چين حداكثر استفاده را ببريم. بالاخره آنها نقش دارند. اما ميگفتيم بايد از سه كشور اروپايي نيز استفاده كنيم تا به سامان برسيم. خود روسيه و چين نيز همين بحث را مطرح ميكردند و ميگفتند كه ما به تنهايي نميتوانيم پرونده شما را حل كنيم آنها را از دست ندهيد اما نميدانم چرا تيم بعدي در روزهاي اوليه به اين نتيجه رسيد؟· اولينبار در مصاحبه آقاي لاريجاني از طريق تلويزيون ديدم که داشتند براي اولين بار ميرفتند وين در آنجا ايشان گفتند كه «من دچار تعجب هستم كه چرا ما اصلا با اروپاييها مذاكره ميكرديم به آنها چه ربطي دارد؟». در حالي كه آقاي لاريجاني در مباحث حضور داشت و مسائل را ميدانست. نميدانم بر چه مبنايي ايشان چنين سخن گفت بعد نيز رفتند با هند و روس و چين شروع به مذاكره كردند كه عملاً در اين قطعنامه ديديم كه آنها عليه ما به قطعنامه رأي مثبت دادند.· فرانسه، سوريه و لبنان را حياط خلوت خودش ميدانست براي همين دنبال رابطه استراتژيك با ايران بود خاطرم هست كه آن زمان اتفاقي افتاد كه بلافاصله از كاخ اليزه به من زنگ زدند و تشكر كردند. آن ايام، آقاي سيدحسن نصرالله در يك اجتماع بزرگ در لبنان يك سخنراني داشت. ايشان ضمن سخنراني نام فرانسه را به زبان آورد بلافاصله مردم لحن تمسخر و اعتراض به كار بردند تا فرانسويها را تحقير كنند. اما سيدحسن نصرالله بلافاصله جلوي آنها را ميگيرد و مانع اين كار ميشود. اين براي فرانسويها خيلي مهم بود. چون او مانع شده بود كه جمعيت به آنها توهين كند. بلافاصله شب به من زنگ زدند و گفتند كه ما از اين حركت پيام مهم دريافت كرديم و فكر ميكنيم اين در سايه تلاشهاي ايران حاصل شده است.· تز سازمان انرژي اتمي اين بود كه ما كار را به نهايت و سرانجام برسانيم هميشه اين بحث البته وجود داشت كه آيا ميتوانند كاري را كه شروع كردهاند به سرانجام برسانند يا نه؟ چون ما براي اولينبار قدم در راه هستهاي شدن برداشته بوديم، تجربه قبلي كه نداشتيم. سازمان انرژي اتمي ميخواست ثابت كند كه اين كار شدني است اما مخالفيني داشت. خاطرم هست يك عده از اساتيد فيزيك دانشگاه پيش من آمدند و گفتند كه اين كار شدني نيست تمام اين كساني كه در سازمان انرژي اتمي در حال کار كردن هستند، شاگردان ما هستند و ما ميگوييم اين كار شدني نيست. سازمان نيز ميدانست عدهاي مخالف هستند. به همين خاطر ميخواست ثابت كند كه اين كار شدني است و به مهندسين خود دلگرمي بدهد. بالاخره وقتي آنها ميديدند يك جايي تعطيل است دلسرد ميشدند به طور طبيعي آنها دنبال شكستن تعليق بودند اما دلشان هم نميخواست پرونده به شوراي امنيت برود.· هاشمي و خاتمي در بسياري از مسائل نظرات واحدي داشتند. همان فكري كه آقاي هاشمي نسبت به روابط دنيا داشت آقاي خاتمي نيز همان فكر و برنامه را داشت. اين دولتها در اين جهت تفاوتي نداشتند. اما دولت نهم كاملاً رفتارش با دولتهاي گذشته متفاوت بود. اين تفاوت را نيز ما نميگوييم. خود آنها بيشتر اعلام و اظهار ميكردند. دولت نهم به صراحت ميگفت كه تفكر ما با دولتهاي گذشته متفاوت است. حتي ميگفتند كه اين راهي كه ما انتخاب كردهايم راه درست است.· اولين باري كه رهبري فرمودند اصفهان را راه بيندازيد در تاريخ ششم ارديبهشت 84 بود. در حاليكه دولت جديد در مرداد آن سال تشكيل شد. من خدمت مقام معظم رهبري پيامدها و مسائل داخلي و خارجي را عرض كردم. ايشان در مجموع فرمودند كه اصفهان را راهاندازي كنيد. ما نيز در جلسه لندن به غربيها اطلاع داديم كه اصفهان را راهاندازي ميكنيم. آنها قبول نكردند. خود من نيز در همان ارديبهشت پس از فرمان رهبري اعلام كردم اصفهان را راه مياندازيم. بنابراين تصميم در آن زمان گرفته شد که هنوز دولت نهم شکل نگرفته بود.· اينكه دولت بعدي آمد و دولت قبل را متهم كرد يك شيوه ضداخلاقي بود. در امر هستهاي كه تمام تصميمات با نظر همه سران نظام اتخاذ ميشد، تصميمگير دولت نبود. تصميم فراتر از دولت گرفته ميشد. آنها نيز ميدانستند بنابراين اين غيراخلاقي بود كه دولت قبل را متهم كردند. آنها كه ميدانند بايگانيها كه در اختيار آنهاست رئيسجمهور عوض شد بايگاني رياست جمهوري كه عوض نشده. دبير شوراي امنيت عوض شد بايگاني دبيرخانه كه تغييري نكرده. آن بايگانيها هست، اسناد هست، مدارك هست، خيليها نيز در جريان بودند و ميدانستند آن صحبتها و حرفها به اعتقاد من با اخلاق اسلامي اصلاً سازگاري نداشت. ممكن است يكي بگويد من آن شيوه را نميپذيرم، اشكالي ندارد ما نبايد اصول اخلاقي را زيرپا گذاشت.· من 15 خرداد 84 خدمت مقام معظم رهبري رسيدم و از ايشان خواستم كه از دبيري شوراي عالي امنيت ملي كنارهگيري كنم. به ايشان گفتم من در دولت آقاي هاشمي اگر توانستم كار كنم به اين علت بود كه بين من و آقاي هاشمي اعتماد صددرصد بود. در دولت آقاي خاتمي نيز در روزهاي اول اعتمادي بالاي 90 درصدي وجود داشت و خيلي زود اعتماد ايشان به من صددرصدي شد. آقاي خاتمي نميآمد به من بگويد كه داري چهكار ميكني با كي مذاكره كردي، چي گفتي؟ چرا اين كار را نكردي و چرا اين كار را كردي؟ اعتماد صددرصد داشت. خدمت ايشان گفتم كه من هيچ شناختي نسبت به آقاي احمدينژاد ندارم. ايشان نيز قاعدتاً نسبت به من هيچ شناختي ندارد و كار بسيار سخت جلو ميرود. بعد از اين استدلالات، آقا نيز پذيرفتند و گفتند كه من نيز همينجور ميبينم. گفتم خوب است براي دبير شوراي امنيت فرد ديگر مسئول شو. من آقاي احمدينژاد را فقط يك بار ديده بودم. يك بار در بحث زلزله تهران، ايشان را كه شهردار تهران بود، به دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي دعوت كرده بودم. همين بار ايشان را از نزديك و در آن جلسه ديدم. ديگر هم ايشان را نديدم. به همين علت همكاري سخت بود.· وقتي كسي در يك اجتماع ميآيد و ميگويد فلان آقا يا فلان دولت خيانت كرده و بعد عدهاي برايش شعار ميدهند، يعني حرفهاي او مخاطب دارد. حرفش هنوز خريدار دارد. تند حرف ميزند، اتهام ميزند و تكبير هم ميگيرد. پس چرا ادامه ندهد؟ من فكر ميكنم بايد سطح افكار را بالا ببريم. مردم ايران البته خيلي سياسي هستند ولي فوتوفن دنياي سياست با سياسي بودن يك جامعه، كاملاً متفاوت است. از نظر شكل عملياتي، ما در كشورمان اصلاً حزب نداريم. حتي يك حزب هم نداريم. به تعبير آقا، قبيله داريم. دور هم جمع ميشوند. با هم چاي ميخورند و در انتخابات ليست ميدهند. حزبي كه بخواهد كادر تربيت كند، در افكار سياسي و فرهنگي جامعه تأثيرگذار باشد، نداريم و تا زماني كه يك سيستم درست در كشور سامان ندهيم شايد دمكراسي به نتايجي كه بايد برسد، دست پيدا نكند. دمكراسي به هر معني، حتي همين مردم سالاري ديني كه ما داريم. اگر بايد رأي مردم تعيينكننده باشد، در كنارش بايد سيستم حزبي نيز داشته باشيم.· افزايش فرهنگ سياسي و وجود تشكيلات حزبي دو عامل مؤثر و مهم براي اجماع ملي ماست تا از طريق آن درباره مسائل مهم كشور به اجماع برسيم. در كنار اين نيز بايد ياد بگيريم كه اخلاق سياسي را رعايت كنيم. اخلاق سياسي در جامعه ما جاي خود را پيدا نكرده است. اين نيز بسيار نقش دارد. اگر همه ما به راستگويي و منافع ملي ملتزم بوديم، دچار اين همه مشكل نميشديم و آن نيز راهحلي براي مشكلات موجود بود
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱:۴۲ ق.ظ توسط حمید علی بهرامی
|

یا لطیف - با درود برشما : به وبلاگ حقیر خوش آمدید و امیدوارم لحظات خوشی در انتظارتان باشد .اما این وبلاگی است عام و آزاد از هر قید و بند ؛ صادقانه نیت آنراداریم که در حوزه های سیاسی و اجتمایی و فرهنگی در استانمان و کشور و در نهایت هم در پهنای گیتی وفق مراعات مقررات اخلاقی و میثاق های جهانی نانوشته ولی رایج و قابل احترام بین همه جوامع در عالم فعالیت نماییم انشاالله.