همه میدانیم که برابربا یک اصل نانوشته ولی پذیرفته شده در همه کشورهایی که در آنها انتخابات آزاد برگزارو اراده اکثریت جهت اداره مملکت با انتخاب دولت جدید و همراه با متدی نوع متجلی و اعمال میگردد . لیکن به یقین میتوان ادعا نمود که دامنه این تعغیرات عالی مدیریتی تا اقصاء نقاط کشورهای مذکور پیش میرود لذا کشور ما هم از این قاعده مستسنی نمیباشد لذا با توجه به انتخابات 24 خرداد ماه اخیروانتخاب شخص اول امور اجرایی مملکت و همینطور استقرار دولت جدید هم اینک نوبت به جابه جایی استانداران درسطح کل کشور رسیده است . و عنقریب استان ما هم شاهد این تحول مدیریتی در عالیترین سطح خویش خواهد بود از همین روی در این ایام بازار شایعات در این زمینه ها به اندازه کافی داغ میباشد ولی اخیرا ازمنابع موثق نام دو تن بیش از دیگران برای استانداری هرمزگان به یقین تبدیل گردیده است که آنان عبارت است از. 1- جناب آقای دکتر محمد آشوری نماینده فعلی مردم بندر عباس و حوزه های تابعه در خانه ملت 2- شخص دیگری بنام جناب آقای رضوی اما دررابطه با قابلیت ها و توانمندیهای مدیریتی این دو عزیزمطرح شده کم و بیش میتوان نکات منفی و مثبتی برای آنان برشمرد. که البته نفر دوم یعنی آقای رضوی برای اکثر نیروهای سیاسی و اجتمایی و حتی مردم کوچه و بازار هم شخصیتی ناشناخته و به قول سیاسیون به مثابه هندوانه سربسته ای میماند که کسی از درون آن خبری ندارد و تنها شناخت ازایشان گویا فقط دوره ای کوتاه در یکی از مناطق آزاد مشغول بکاربوده اند. و قطعا وی هم مثل اکثر استانداران قبلی شاید صفر کیلومتر و......باشند که جهت کار آموزی تشریف می آورند و تا بخواهند زیر و بم کارها و با جفرافیای استان و نیروهای صادق و توانمند آن آشنا شوند و اپورتونیستهای رنگارنگ را ازخود برانند حد اقل یکی دو سال زمان برده و دو سال بعدی هم که کارآزموده و با تجربه میگردند دوره چهار ساله استانداری ایشان تمام و باید جای خود را به نفر بعدی بدهند و باز استان محروم و مرزی ما کماکان آزمایشگاه آزمون و خطا و مهد پرورش مدیران ارشد و میانی برای سایر نقاط کشور باقی خواهد ماند. اما درمورد جناب آقای دکتر آشوری باید گفت که: چنانچه بخواهیم منصفانه کارکتر شخصیتی و کاری ایشان را نقاشی کنیم به یقین و با قاطعیت باید گفت که جناب دکترآشوری در بین آحاد مردم استان ازشهرت خانوادگی خوبی برخوردار بوده و همچنین وی ازنیروهای انقلابی قدیمی مخلص اخلاق مدار و از مدیران خلاق و علمی که به قول امروزیها آبدیت هستند و در همه حوزه های کاری و اجتمایی خویش با تعامل بالا با افراد ی که حتی دارای روش کاری متمایزی بوده اند معذلک با روی گشاده کار کرده اند و همینطور هم با سایر گروهای سیاسی معتقد به نظام ولایی کشورتوانسته همکاری و منشاء خیر و برکات زیادی برای استان و مملکت باشند .اما فاکتور مثبت دیگر جناب آشوری سابقه دوستی وآشنایی کاری چندین ساله وی با وزیر محترم فعلی کشور در مجلس و اعتماد و اطمینان بالای وزیرمورد نظر به معظم له میباشد که این امر خود موجب پیشرفت سریع کارها در استان میگردد. ولی نکته مهمی که در این رابطه قابل ذکر است عدم حضور ایشان در مجلس ضربه سنگین و جبران ناپذیر به استان وارد میشود.بدون تعارف در کوتاه مدت و به آسانی کسی نمیتواند جای ایشانرا پر نماید .مسئله سوم جناب دکتر... : الف- به دلیل بومی بودن و برخورد بی آلایش و مودبانه و تقریبا یکسان با همه اقشار جامعه که به نوعی ناخواسته توقع مردم را بیش از حد از ایشان بالا برده واز طرف دیگر هم با توجه به بنیه ضعیف و شکننده مالی و اقتصادی دولت در این برهه خاص از زمان به دلیل تحریمهای ناجوانمردانه جهانی و سوء مدیریت تیم اقتصادی دولت قبلی دست مشارالیه برای پاسخ گویی حتی به خواسته های بحق و حد اقلی مردم هم بنویی می بند د .
ب- هجوم روتین دوستان بزعم خویش همیشه مدیرپرمدعای توخالی جهت تحت فشار گذاشتن ایشان به قصد گرفتن انواع سمت های اجرایی کلان در استان است که البته روحیه جناب دکتر در رابطه با اداره کردن دینامیک کارهای محوله با رفیق بازی و لابی گری و پذیرفتن سفارشهای رنگارنگ ریز و درشت بی منطق درتضاد و تناقض محض میباشد . زیرا دوستانی که از دور و نزدیک با افکار و متد کاری جناب ایشان اندک آشنایی دارند این موضوع را بخوبی میدانند که تنها همین مورد موجب میگردد که قطعا آن عده بظاهر یاران غار که به هنگامه بهار سیاسی الحمدلله کم تعداد هم نیستند از دکتر بریده خواهند گردید و برابر تجارب قبلی خیلی زود به شیوه های گوناگون دست به تخریب شخصیت کاری ایشان خواهند زد. معذ لک با همه این اما و اگرها چنانچه این اتفاق میمون برای استان عینیت پیدا نماید همه افراد و اشخاص جوان و میان سال تحصیلکرده و دارای تجربه اعم از بومی و غیر بومی با گرایشهای مختلف سیاسی و اجتمایی جهت عمران و آبادانی استان باید آستین همت را بالا زده و در کمک کردن مخلصانه و بدون توقع خاصی به دکتر لحظه ای هم درنگ جایز نشمنارند .
چونکه در دکترین مشارالیه کوبیدن بر طبل تو خالی و گوشخراش و آزار دهنده زخم کهنه بومی و غیر بومی هرگز جایی نداشته و ندارد زیرا از این اختلاف پوچ تا کنون رندان رند فرصت طلب از هر دو طیف بناحق بهره ها برده اند. از طرف ذیگر ما هرمزگانیها هم باید نیک بدانیم که در همه کشورهای جهان تنها دو تا سه شهر خاص هستند که بدلیل وجود کار و فعالیتهای اقتصادی جبرا مهاجر پذیرند.  اول پایتختها و دوم بنادر کشورها و بعضا هم شهرهای مذهبی که در مقاطع خاصی در سال توریست پذیر (زوار ) هستند . و اگر نباشد وجود مهاجران گوناگون دریک شهر یا استان یقین بدانید که آهنگ رشد و توسعه کامل اقتصادی و فرهنگی و اجتمایی در آن مناطق دیگر محلی از اعراب ندارد .
و دولتها هم بی دلیل دست به ایجاد و تاسیس کارخانه ها ی عظیم صنعتی و توسعه بنادر نمیزنند و در یک کلام باید گفت که نفس مهاجر پذیری در بالا بردن سطح فرهنگ و آداب رسوم یک منطقه رل اساسی بازی میکند اما از همه اینها گذشته در جوامع پیشرفته امروزی دولتها با سرمایه گذاریهای مولتی میلیاردی خود و دادن انواع امتیازات رفاهی مهاجران متخصص و کارگران ساده را از سایر کشورها و قاره ها جهت کار در تآسیسات صنعتی و بنادر و صنایع جانبی آن با تبلیغات آنچنانی حذب مینمایند.
 اما حضرت دوست را شاکریم که تمام نیروهای مهاجر به شهر و استان ما همگی ایرانی هستند و ما بومی ها باید شعار همه ایران سرای من است سرلوحه کار خویش قرار دهیم و پذیرای هموطنان عزیز خویش باشیم. اگر خواهان هرمزگانی بهتر و آبادتر هستیم ......چون در عمل ثابت گردیده است که هر هموطن مهاجر شهرستانی با هر دلیلی که به بندر عباس آمده بعد از گذشت حداقل پنج سال زیستن در شهر ما خود را دیگر بندری میابد و مینماند اما بگذاریم و بگذریم ..... .
لاجرم خدا رحم نماید به جناب دکتر آشوری از شر کسانی که هم اکنون بیش از هشت سال متوالی است که سمتهای مختلف سیاسی واجتمایی و آموزشی استان را در ید قدرت خویش دارند مثل آقایان م رن و همینطور فردی بنام آ– آ که سیستم آموزشی استان در مدیریت ایشان که هنوز هم ادامه دارد فشل و به مثابه بیماری آماس کرده میماند که حاکی از مدیریت عالی و توانمند جناب آقای آ-آ میباشد. اما علیرغم آنکه تا سال قبل ما ایشا نرا زینتی برای دستگاه عریض و طویل آموزشی استان میدانستیم ولی هم اکنون براستی فهمیدیم که آقای آ-آ زینت نیست که هیچ بلکه زینب و کوکبی هم جهت مدیریت امور آموزشی استان از اولش هم نبودند.......
        پایان باقی بقای یاران . بندر گمبرون و یا زورکی بندر شاه عباس طاغوتی و یاقوتی صفوی . 8 م – مهر ماه 92 ( حعب )