تحلیلی بر آنسوی حمله اعراب منادی اسلام به آرتش ساسانی... 

جنگهای ایرانیان(ساسانیان) با ترکانبا ویرایش و مطالب کامل تری تقدیم علاقه مندان عرصه تحقیقات تاریخ ادیان میگردد.

 با عنایت به این موضوع مهم که کشور ما از لحاظ جغرافیایی در منطقه ای واقع گردیده است که امروزه به آن خاور میانه گفته میشود که همواره  به  دلایل مختلف سیاسی و جغرافیایی واقتصادی وموقعییت سوق الجیشی آن و همچنین غنی بودن این سر زمین از مواد کانی و معدنی همواره در طول تاریخ مورد طمع و وسوسه همسایگان وحتی کشورهای دوردست تری هم واقع گردبده است که مهمترین حمله ها ی گسترده و سیع میتوان از یورشهای غارتگرانه اقوام مغول به سرکردگی چنگیز خان و تیمور لنگ ومقدونی ها هم به سردمداری آلکساندریا همان اسکندر مقدونی معروف و سایر اقوام دیگرنام برد که با یک نگاهی سطحی و گذرا به همه این جنگهای ویرانگر به نیکی در خواهیم یافت که اهدف استراتژیک تمامی سر کردگان اصلی این قبیل از جنگها و غارتگریها چیزی جز استیلا یافتن بر سایر ملل و انهدام همه دستاورد های مادی و معنوی دیگرجوامع نبوده است و در یک کلام میتوان ادعا کرد که بازخورد همه این  قتل و غارتگری ها ی هولناک و سهمگین و همه آن ناجوانمردی های تاریخی به جا ی ماندن زمینهای سوخته با جمعیتی قلیل وعلیل وسرخورده بیش نبوده است  اما  ورای همه حملاتی که در طول تاریخ به این سر زمین مقدس صورت پذیرفته است را میتوان از به حمله اعراب منادی اسلام نام برد که در حدود 14۰۰ سال پیش اتفاق افتاد است. که در ابتدا با همه حملات وتجاوزهای دیگر فرق اساسی داشت. اما اصل آنالیز ما از موضوع منتخب مورد نظر  اینست که  حکومتگران ساسانی سالیان سال بود که با انواع روشهای خودکا مه و   اعمال ددمنشانه و با ظلم وستمی بس گران بر گرده  مردم  نجیب این سرزمین  به ظاهر حاکم   و سوار بر اریکه قدرت بود ند که این خودگامگی ها تا آنجا پیش رفته بود که عملا جامعه را   به شیوه های گوناگونی و دور از انسانیت وعقلانیت همراه با  تقسیم کردن افراد جامعه به دسته های  مختلف دارا ومتوسط و ندار و  نزدیک به این شرح تقسیم کرده بودند که  عبارت بود از : ۱-در طبقه اول شاه ودرباریان  و مغان  و موبدان۲- بازرگانان وصاحب منصبان دیوانی  بزرگ دولتی ۳-پیشه وران و  ملاکین گهرت  ..و کارگزاران عا لی  رتبه 4- در طبقه بعدی  : کارمندان دون پایه و کارگران و زارعین والخ.. که اگر بخواهیم اندک توضیحی پیرامون دسته بندی های فوق ارائه نماییم  آنست که فرزند پادشاه همیشه باید پادشاه و درباری باقی ماند. و فرزندان کارگران هم نسل اندر نسل باید در پیله کارگری خویش آنقدر بمانند و بتابند تا از طبقه خویش نتوانند خارج گردند و حق ورود به طبقه بالاتر را نداشته باشند و همجنین فرزند ان ملاکین هم باید ملاک باقی مانده ودر رفاه بسر برد و با این کارکترهای شخصیتی که از طبقات مختلف جامعه نقاشی میکردند دیگر نبوغ و هوش و زکاوت افراد به هیچ وجهی محلی از اعراب نداشته است و حتی اولادان طبقات دون جامعه هم حق تحصیل علم و دانش را تحت هیچ شرایطی را نداشتند لذا دربارنشینان فکر میکردند که با این تفسیم بتدی های جبری اجتمایی دیگر  از بابت هر گونه نافرمانی های مدنی و سر پیچی های عمومی و همچنین از احتمال شورش بر علیه حاکمیت دیکتاتوری  خویش  هم خیالشان  راحت گردیده بود  زیرا از سویی دیگر  ظاهرا از ارتشی نیرومند به لحاظ نفرات و تجهیزات و ادوات نطامی برخوردار بود ند ودر تحلیلهای تئورسین های  حکومتی هم هیچ کشوری یارای مقابله با این ارتش قدرتمند را نداشت زیرا ساسانیان ارتش  را به 4 قسمت در شمال و جنوب وشرق وغرب نقسیم کرده بودند البته با عنایت به احتمال حمله از طرف  هر کشوری در هر سویی استعداد نفرات و تجهیزات ارتش هم  فرق میکرده است  و لی با همه پلشتی ها یی که حکومت گران ساسانیان ازخود بروز میدادند معذ لک در نوع تربیت کادر ارتش آنان نکته های مهم و منیری به چشم متبادر میگردد اینست که با گذشت بیش از دو هزار و اندی  سال از حکومت ساسانیان تا کنون هیچ کشوری در جهان با داشتن انواع ایده ئولوژیهای اعتقادی و سیاسی یافت نگردیده است که به این مرتبه از افق دید بلند و آزاد منشانه مثل ساسانیان برسند که استراتژی ارتش خودرا صرفا برای جنگ با دشمن خارجی متجاوز به حریم کشور یعنی همانا جهت دفع حملات ارتش  بیگانگان در مرزها وهمچنین اساس تئوری آموزشهای ارتش ساسانیان برعدم تجاوز با هر دلیلی  به دیگر کشور ها به قصد تحمیل دین و آیین زرتشتی و فرهنگ آریایی و زبان  پارسی استوار بوده است ؟!.که این  نوع آموزشهای پیشرفته و انتر ناسیونالیستی  سیاسی نظامی  ساسانیان در 1400 سال پیش خود به تنهایی میتواند سند ی زرین و افتخاری بس بزرگ برای مردم فعلی ایران دخت زمین باشد که از اجدادی با این تفکراخلاق و انسان محور در قرنهای ماضی بر خوردار بوده است با این وجود علیرغم زحمات طاقت فرسای و انسان محور کارگزاران نظامی و سبیل در طبقه متوسط رو به پایین جامعه در عهد ساسانی مصادف بود با  سالیان طولانی که کم کم  مغان زوروانی که  به روحانیون  آیین مزدکیان اطلاق میگردید آیینی که  پیش از زرتشت  در حدود 1300 سال قبل ار آن در این سر زمین حاکم بوده اندک اندک مزدکیان توانستند هوشمندانه و خیلی آرام و لاک پشتی با کنار زدن زیرکانه احکام دین رسمی کشور یعنی آیین زردشتی اهورا مزدایی که خودش دین تو حید پرستی بود ه وخمیر مایه اولیه و وموجب همبستگی و چسپندگی  مردم بود را دچار نوعی سردر گمی و آشفتگی و خلاء دینی کرده بودند  از همین رو برای اکثریت مردم اعتفاد و ایمان راسخ دینی داشتن دیگر معنای چندانی نداشت و ازسویی  دیگر هم عواملی مثل الف- طا عون ب- جنگهای حکومت با بهرام چوبینه ج- جنگهای مستمر وبی نتیجه گاه وبی گاه  با رومیان که باعث تحلیل رفتن  قوای جسمانی و روحی ارتشیان گردید ه بود د- کش مکش های درون حکومتی  بی حاصل از منظر منافع ملی بر سر تقسیم قدرت بین بازیگران اصلی حکومت که منجر به کشته شدن عده ای از درباریان که بدست شیرویه اتفاق افتاد ه بود.ذ-طغیان مکرر رودهای دجله و فرات در آن سنوات که باعث وارد آمدن خسارات جانی ومالی بسیار گران  و از بین رفتن مزارع زیاد قابل کشت گردید را میتوان بعنوان فاکتورهای اصلی که موجبات  سرگرم گردیدن حکومت به اوضاع داخلی کشور جهت  سر و سامان بخشیدن به این قبیل معضلات و غافل  شدن از اوضاع برون مرزی برای مقطع نسبتا طولانی که بنظر میرسید همسایگان به نیکی در یافته بودند که کار این امپراطوری عریض و طویل و پهناور با یک تلنگر یا با یک تک نطامی از هم پاشیده خواهد گردید لذا در این اوضاع احوال آشفته سیاسی و اقتصادی و معنوی کشوردر حکومت جبار خسرو پرویز ساسانی بازهم این مرز و یوم باستانی با یک هجوم ناخواسته همه جانبه دیگری از سوی اعراب منادی اسلام واقع گردید و علیرغم آنکه مردم پارس زبان از مدتها قبل مستقیم و غیر مستقیم آوازه دین حنیف اسلام که شعار برابری و مساوات و حق و عدالت سر میداد را شنیده بودند و منتظر بهانه ای جهت رهایی از جور حاکمان ستمگر ساسانی وموبدان زردشتی و مغان زوروانی بودند در گرویدن به آیین اسلام را لحظه شماری میکردند ودر نبردها هم که به تفسیر شرح خواهیم داد علیرغم آنکه از هر جهت بر سپاه اعراب تفوق کامل داشتند در کمترین زمان ممکن دست ازنبرد کشیده و خود را تسلیم اعراب  تازه مسلمان نمودند تا شاید بتوانند در ذیل سایه والطاف حکومت اسلامی به رفاه و آسایش و مساوات واقعی برسند ولی از شانس بد ملت آزاده آریایی پرشیایی در زمان حمله اعراب منادی اسلام به این سرزمین مصادف بود با دوران رخوت و انحراف عمیق درحکومت اسلامی که بعد از حادثه مبارک غدیر خم و رحلت جانگداز پیامبر عظیم الشان اسلام  حصرت محمد(ص) یعنی دورانی که  احکام و شعائراسلام ناب محمدی (ص) برای مدت مدیدی به محاق رفته بود و از اسلام اصیل جز پوسته ظاهری چیزی دیگر باقی نمانده بود تا جاییکه اول مردی که درتاریخ جهان اسلام دعوت رسول اکرم را اجابت نمود همان لنگر زمین و آسمان و آن حقیقت همیشه تاریخ همانا سر فرماندهی خیلی از غزوات رحمانی با ذول الفقار آسمانی و آن جانشین رسول و عبد صالح خدا یعنی حیدر کرار مولا علی (ع) به همراه خاندان عصمت و طهارت بنی هاشم  و با طیفی از سحابی های اولیه رسول خدا به حاشیه رانده شده بودند و کار بدانجا کشیده بودند که دوباره زمانه فخر جاهلیت عربی به اوج خود رسیده بود لذا عرب بودن و به زبان عربی سخن گفتن قرب و منزلت پیدا کرده بود و فرهنگ منحط زن بارگی عربی بداوی جاهلی را بر احکام پویا وانسازااسلام برتری داشت فلذا با آن اوضاع و احوال  پریشان سیاسی و اقتصادی و معنوی جامعه پارسیان که ذکرش رفت ودوران انحراف و مظلومیت اسلام ناب در چنین شرایطی حمله اعراب به ظاهر منادی اسلام به قول عرب به سرزمین عجم مجوس به معنی (لال آتش پرست) صورت پذیرفت اما بر خلاف انتظارعموم  مردم ازفردای پیروزی اعراب منادی اسلام با این وجود اینبارهم همه شعار های عامه پسند اولیه  آنان کم کم دگر گون گردیده و رنگ بوی جاه طلبی سر مستانه بخود گرفته بودند تا جاییکه این غرور کاذب عین دملی چرکین همه وجود لشکر یان فاتح را فرا گرفته بود که پارسیان با نظاره کردن رفتار سپاه  اعراب پیروز باردیگر خاطره غارتگری و چپا ول اموال  عمومی و خصوصی آحاد جامعه را  بسان  سایر حملات دیگر در اذهان عمومی زنده میکرد ولی با تعغیر تاکتیک  در صورت مسئله ..  یعنی  تحت عناوین اید ه ئولوژیکی مثل  دیه و جزیه غنایم غزواتی و موالی و کنیز و غلام و .. که هما ن مفهوم حلال و مسلمان درجه دو بودن از این واژه ها تعبیر میگردید و از لحاظ اخلاقی هم  برخی از اعراب بداوی که در نبرد غالب شده بودند چنان رفتار جلف با دخترکان و همسران مه روی فرمانده هان و سایر کادر ارتش مغلوب پارسی از خویش بروز دادند که دل هرسنگدلی شکسته وهر قلمی از نوشتن آنهمه جفا احساس شرمندگی مینماید باز مسئله بعدی اینکه ایرانیان با وجود آنکه که سالیان سال بود که مسلمان شده بودند معذالک اجازه پیش نماز شدن و همچنین حق ازدواج با دختران اعراب بیابانگرد را نداشته ولی عکس آن صادق بوده است و سایر اجحافات دیگر  از جمله پرداخت مالیاتهای سنگین و طویل المدت به فرمانده هان لشکر پیروزو سحابیها منهای مولای متقیان علی (ع) که هرگز ریالی مالیات از ایرانیانرا نپذیرفت باری بگذاریم و بگذریم یعنی قضاوت را به تاریخ واگذاریم ولی بدون در نطر گرفتن همه  این عوامل دنیوی و اجحافات بی مورد لشکریان عرب به پارسیان و خا نواده آنان ولی مسئله اصلی که این حمله به خاک این سر زمین با همه دفعات قبلی فرق اساسی و بنیادین داشت  این مورد مهم بود که این مرتبه  اراده الهی بر گسترش اسلام به این سرزمین پهناوربود تا با گذشت زمان مردم پارس خود تبدیل به فرزندان راستین اسلام گردند و با هوش و ذکاوت خدادادی باعث خدمات متقابل فاخری در زمینه های علمی و فلسفی و ادبی و دیوانی به این دین حنیف کرد ند تا پذیرش آن برای مردم دیگر سر زمینها راحت و آسانترگردد و این خود توفیق الهی بزرگی بود که پروردگار نصیب ملت پرشیا نمودزیرا که اسلام عزیز این آخرین و کاملترین دین خداوند بزرگ در روی زمین  که بعد از آنهم به فرموده کتابش فرقان کریم دینی دیگر نخواهد آمد وتوسط همین دین و ظهور آخرین فرزند پیامبر گرامی همین آیین حنیف  (مهدی موعود) جهانرا پر از عدل و داد خواهد نمود و هیچ عذر و بهانه ای ازپیروان  سایر ادیان  الهی وتوحیدی پیش از اسلام در نگرویدن به اسلام عزیزاز آنان  پذیرفته نمیباشد فلذا همه آنان اگر طالب سعادت دنیوی و مغفرت اخروی باشند باید دین  کامل وجامع و مانع اسلام  را که بر اساس  رهنمود های قران ورسول گرامیش حضرت محمد نور امین (ص)و آل و عترت  وی  استوار میباشد بپذیرند .اما دوباره از تحلیل اصلی خود دور نگردیم و از ان سو  نیز اعراب منادی اسلام   احتمالا با کنکاش تاریخی و میدا نی  نیک دریافته بودند که گسترش این دین جدید  به سمت شرق قاره آسیا فقط از  طریق فتح سر زمین پارس  میسر می دانستند اما  احتمالا مردم عادی عهد ساسانی هم به طور غیر رسمی و نیمه محرمانه  از سنوات  قبل آوازه  آیینی جدید را شنیده بودند . دینی تازه که نام اسلام را  بر خود گذاشته  و خواستگاه آنهم در شبه جزیره حجاز که داعیه رهبری جهانرا دارد و شعار حقانیت و وحدانیت سر داده  که  نه تنها در بین مردم خاور میانه  و حتی در قاره سیاه هم  بدلایل مختلف از جمله  شرایط بد  اقتصادی وظلم وجور روسای قبایل بومی عاشقان فراوانی پیدا نموده است لذا همانطوریکه قبلا هم گفتیم سران اصلی دین اسلام شاه کلید گسترش اسلام را به  شرق  آسیا  کشور پهناور وغنی پرشیا میدانستند  که این تحلیل با وجود گذ شت چند ین  قرن  هنوز هم به قوت خویش باقیست از اینرو اکنون هم  خیلی از دولتهای موجود در سر تا سر گیتی   به چنگ آوردن این کشور را به هر قیمت و با هر روشی  آرزو ی قلبی واستراتژیک خود را می دانند. زیرا این سرزمین کهنسال و زیبا سر شار از مواد معدنی و کانی گوناگون و برخوردار از اقلیمی 4 فصل که هر کدام از مناطق کشور ما از اکوسیتمی منحصر به خویش بر خوردار میباشد و علیرغم داشتن دو کویر بزرگ خشک وسوزان لم یزرع لوت و نمک ولی در شمال کشور  از آب وهوایی نسبتا  اروپایی بر خوردار میباشد ولی از اینها همه مهمتر سر زمین باستانی ما در طول دوران متمادی تاریخی همواره برخوردار از ملتی فرهیخته و تاریخ ساز  و استوار درعرصه جهانی و همانا برخوردار از فرهنگ و ادبیات اجتمایی غنی به بلندای تاریخ بشریت که بین  دو هزار و پانصد سال  با عنایت به اشیاء و ادوات بدست آمده جدید در سنوات اخیر در جلگه جیرمت ولی در اثر کاهلی دولتمردان اخیر وحال به تاراج رفتن عمده آنها که عمر کشور زیبای ما ایراندخت زمینرا  تا 7هزار سال پیش از اسلام عزیزمیرساند که خود گواهی مستدل براین این موضوع  صحه میگذارد که  این ملت بر خلاف خیلی از ملتهای دیگر از جمله بر خلاف اعراب هرگزدر طول تاریخ بت پرست و یا چند گانه پرست نبوده اند  و همواره از دین و آیینی توحیدی به معنای لغوی آن که همانا یکتا پرستی است   برخوردار بود ه که در مقطعی از تاریخ به مدت چندین قرن  که آیین زرتشتی بر کشور حاکم و  چاری بود ه توانسته بود ند با بکار بستن  شعار  سه گانه  کردار نیک  پندار نیک  گفتار نیک که در ابتدا نظریه هایی ایده آلیستی بنظر میرسیدند ولی با همت وجدیت عمومی  آنرا  به رآلیسم میدانی تبدیل نمایند که  به مدت مدید ی دین اول مردم در عالم باشد و علیرغم اینکه در اثر مرور زمان همانطور که در ابتدای مقاله هم توضیح دادیم با دسیسه های مغان زوروانی و بازی خوردن  روحانیون زرتشتی در تایید کامل اعمال درباریان  اندک اندک با پیدایش انحراف درعملکرد حکومتگران عهد ساسانی  که موجبات  دوری روحانیون  از ملت  در ابتدا و  نزدیک شدن آنان به دستگاه حکومتی که در نهایت هم خود آنان جزیی از حکومت جابران شاهان ساسانی زور گو گردیدند وهمه اعمال خود وشاه ودولتیان را با حیله گری خاص  توجیه نموده تا آنجاکه  همه فرامین شاهان روزگار واعمال خودرا  مو به مو بر گرفته از کتاب  زرتشت یعنی اوستا به مردم اعلام میکردند ومخالفت با اوامر ملوکانه و فتاوای مغان و موبدان را کفر وظلم به آیین میدانستند وسر پیچی کنندگان از ان افرادی  گمراه وهمنشین با اهریمن پلید معرفی میکردندکه اگر با نصایح موبدان و مغان به راه راست که همانا اطاعت مطلق بود برنمی گردیند و به روشنگری مردم ادامه میداند اشد مجازات یعنی زندانهای  طویل المدت وبیگاری دادن به بزرگان محکوم میگردید ..آری با  اینچنین انحرافات بزرگ در  هیئت حاکمه سیاسی ساسانی و آیین زردشتی بود که ارتش چند ده هزار نفری ساسانیان که به اصطلاح امروزی ارتشی کلا سیک وتاکتیک پذیر و دارای دیسیپلین ویژه و برخوردار از انواع سلاح جنگی روز و همجنین احاطه کامل فرماند هانش به فنون و رموز نظامی پیشرفته دوران خویش  که  سوابق و قدمت طولانی نیز در انواع جنگها ی واقعی و مانور های تمرینی نظامی داشتند  وتا جایی که سایر دولتها هم جهت آشنایی افراد نظامی خودشان به علوم و فنون نظامی روز و دست یابی به  تاکتیک های جنگی نوین  به کشور پهناور آنروز پرشیا روانه میکردند معذالک در دو رویارویی بزرگ که چنگهای خونین و سرنوشت سازی که بین طرفین یعنی سپاه اعراب منادی اسلام با ارتش پرزرق و برق ساسانی در گرفت یکی هما ن  رویارویی معروف سپا هیان برهبری سعد ابن  ابی وقاص در منطقه ای که تاریخ آنرا قادسیه حوالی غرب ایران فعلی و شرق کشوری که امرور به آن عراق میگوییم و دیگری نبرد سهمگین در نزدیکیهای شهر نهاوند فعلی خودمان  که اتفاقا به جنگ نهاوند معروف گردیده که در قادسیه نبرد  ۳ روزه سختی  با ارتش ساسانی  در گرفت که همزمان مقارن بود با  خلا فت خلیفه دوم راشدین جناب  فاروق اعظم  که  یکی از ام المومنین یعنی حفصه (س)همسر پیامبر اکرم (ص)دخت گرامی ایشان بودند. و لازم به توضیح است که   پهناور شدن اسلام  هم از حیث جغرافیایی از همین ایام تا پایان سلسله اموی  اتفاق افتاد اما به گواهی وشهادت تاریخ لشکراعراب مسلمان مهاجم متشکل  بودند از عده ای افراد عمدتا سیه چرده و بداوی که از صحرای گرم وسوزان حجاز که لباسی ساده و بلند و بعضا هم  نیمه مندرس بر تن داشتند و نظم وانواع سلا حهای رایج روز هم کمتر در  بین آنان به چشم میخورد  تشکیل میگردید وعمده سلاح آنان شمشیرهای کمانی شکل  بود بر خلاف شمشیر های سپاهیان ساسانی که کشیده و راست بوده است  ولی تنها فرق این سپا هیان  ژنده پوش با سپاهیان ساسانی که با اونیفورم های رنگارنگ نظامی  که هر رنگی بیانگر تعاریف خاص نظامی داشته  و همچنین چند هزار سواره نطام وعده کثیری هم تک تیرانداز کمان و با همراهی گروه های نوازنده  موزیکال که ریتم و  اهنگهای   روحبه بخش  همراه با  آوای رجز خوانیها جهت آماده نمودن لشکریان با موزیسنهای ارش ساسانی میخواندند که درجات فلزی مختلف و سایر حمائلی که به عنوان تشویقیهای  سنوات  کاری و که به روش روتین دریافت و  به سینه خودشان الصاق کرده بودتدکه با تابش نور خورشید به این درجات فلزی و آلات گروه موزیک چنان باران نور چشمک زنی از تابش خورشید  درآن   هنگامه ظهر گرم نبرد انعکاس داده بودند که ترس  و رعب وحشت گران در میان لشکریان اعراب که در طول عمر خود چنین ارتش کامل و با نظم و درجات گوناگون و لباسهای متحد الشکل که با  پیش قراولی تن سواران پیل همراه بود  به چشم ندیده بودند و چیزی باقی نمانده بود که عده زیادی قصد فرار را داشتند اما پروردگار متعال ترس وحشت از دل آنان بدر کرد ه و شهامت و نور جهاد در دل آنان جای داد .اما نکته مهم  و اصلی در فرق بین این دو لشکر این مورد مهم واساسی بود که سربازان عرب  مدعی دین حنیف اسلام در  آن برهه خاص از زمان فقط با سلاح ایمان میجنگیدند و در آنزمان اولیه  هم هدفی جز اعلام ندای حق تعالی و اعلام پیام روح بخش  و روشنگر اسلام که همانا ندای برابری و برادری دینی ومساوات وعدالت و عرفان برای همه بود سر داده و هدفی دیگر نداشتند و جنگ یا همان جهاد را جزیی از دین خودشان برای احقاق و اجرای کامل دین  الله می بنداشتند فقط ادای وظیفه شرعی  میکردند که اگر کشته میگردیدند به یقین خود را در بهشت میدیدند که در همین رابطه  دراینجا نیکوست یاد جمله ای خیلی کوتاه ولی زیبا را ازنازنین دوست شهید م در دوران  دفاع مقدس هشت ساله یعنی شهید والا مقام (حسین حمایتی ) رضوان الله علیه بنمایم که علیرغم جوانی جمله ای پر مغز و فلسفی و در عین حال منطقی که از  دفترچه خاطرات معظم له بدست امده  که گویا در هنگامه کتابت این جمله مهم در همان حال وهوای خاص جبهه ها در حال  غورسیر و صفای معنوی خویش بوده است که  اینچنین مرقوم فرموده بودند که  (معامله با خدا باخت ندارد ) یعنی همان شعار و اهداف جهاد گران صدر اسلام نیز همین بوده است که توانستند  بر ارتش پر  زرق وبرق ساسانی که از هر لحاظ بر سپا هیان صدر اسلام برتری مطلق داشتند چیره وغالب گردند زیرا ارتش ساسانی به دلایل فراوان از اعمال دور از انسانیت شاهان وموبدان و مغان زردشتی خسته وبیزار و به تنگ آمده بودند  فقط  بدنبال بهاته ای جهت فرار از میدان کار زار بودند که در نهایت هم سر فرمانده ارتش برشیان یا پارسیان رستم فرخ زاذ یا داد کشنه گردید ه و درفش کاویانی که سنبل ارتش آنرمان سا سانیان بود بر زمین افتاده وسر بازان مغلوب  هم در کمتری رمان ممکن فوج فوج خودرا تسلیم سپاه پیروز اسلام کردند که با این تفاسیر میشود ادعا نمود که سپاهیان ارتش ساسانی از قبل بازنده عقیدتی و سیاسی واقتصادی و عدالت اجتمایی این جنگ بودندزیرا از طرف دیگدر همانطورکه قبلا هم گفتیم  پارسیان نجیب از مدتها قبل آوازه دین جدیدی که در سرزمین حجاز اعلام موجودیت کرده بود وشعار اصلی خودرا حول محورهای اساسی دنیوی مثل عدالت ومساوات وقسط و برادری قرار داده بود و همچنین نیز شنیده بودند که سیاه پوست برده با سفید پوست ارباب در این آیین تازه هیچ گونه فرق ورجحانی بر یکدیگر ندارند وحتی پیامبر عزیز و بزرگشان هم تا در قید حیات بودند مثل سایرین میزیسته وبا همه مردم با انصاف وعدالت رفتار میکرد ه است  وتنها فرق آنان با یکد یگر در بندگی پروردگارشان است که هرکس تقوی بیشتری پیشه کند نزد خدایشان دروز حساب ارجحتر است ..... اما در پایان این نوشتار موضوعی اضافه نمایم و آن اینکه همه ادیان اعم از الهی و غیر آن شاید در کلیت حرفهای مشترکی برای گفتن داشته باشند از جمله آنکه همه ادیان پیروان خود را به راستگویی وامانت داری و صداقت و معرفت و  عدل وعدالت و ایمان و اخلاص در همه امور و شئون زندگی سفارش  میکنند و در یک کلام دینی رسمی و جود ندارد که به مقلدان وپیروان خود را گمراهی و پلشتی و ظلم وستم به همنوعان  و تباهی سفارش نماید اما در فرعیات تفاوت های اساسی با یکدیگر دارند که  دین زردشت  هم از این قاعده مستسنی نیست فلذا میشود ان چنین نتیجه گرفت که مخرج مشترک  همه ادیان ایمان به توحید وسفارش به آزادگی وعدالت و تقوا ومساوات عمومی میباشد ....پایان...باقی بقای یاران..بندر گامبرون یا مفتکی و زورکی بندر شاه عباس صفوی طاغوتی   (حعب) پاییز ۸۹....

توضیح نویسنده مقاله

چنانجه به هنگام مطالعه مطالب این نوشتار متوجه ا نوع پرشها  و عدم وابستگی مطالب به یکد یگرباشید بدانید که ازویرایش چند باره  و وسواس بیش از حد حقیر میباشد زیرا که نوشتن چنین  مطا لب تاریخ سیاسی مذاهب همیشه نوعی  چسپند گی وابستگی تنگاتنگی  با مسائل و باورهای اعتقادی مردم یک جامعه مثل جامعه دین محور فعلی خودمان را بهمراه دارد از اینرو همواره باید  خیلی دقیق حسا سیت عمومی و  شرایط سیاسی و تاریخی و زمانی و جغرافیایی منطقه ای که در آن زیست میکنیم مد نظر داشته باشیم تا خدای ناخواسته  با دست خودمان به باورهای اعتقادی مردم خویش آسیبی وارد نکنیم پس باید تصمیم قاطع اتخاذ نمود و یکی را پیش پای دیگری ذبح کنیم که حقیرعلیرغم میل قلبی سعی نموده ام که ذبح حقایق و مسائل تاریخی داشته باشیم  تا باورهای معنوی جامعه را حسا س  ننماییم...انشاالله  ضمنا منتظر دریافت نظزات کارشناسی شما عزیزان هستیم از این رو میتوانید نظرات وانتقادات سازنده خودرا با آدرسهای الکترونیکی ذیل به اینجانب ارسال دارید.hamid.a.b110@gmail.com 

b.hamidali@yahoo.com  

 www.facebook.com/hamidalibahrami.3 

twtter hamid.ali.bahram

 

 www.facebook.com/hamidalibahrami.3 

 hamidalibahrami@hotmail.com